کیهان:پايگاه اينترنتي هدايت آشوبگران كه از خارج كشور مديريت مي شود در
پي 8 ماه راديكاليسم كور، دستور عقب نشيني تاكتيكي صادر كرد و خواستار
سياست ورزي به جاي تندروي و بيماري چپ روي كودكانه شد.
«جرس» با
مديريت زوج بهاءالله مهاجراني و محسن كديور باني سناريوي اسب تروا در
راهپيمايي 22بهمن بود اما اكنون گويا با عبرت گرفتن از تودهني بزرگي كه از
ملت ايران خورد، دعوت به نفاق بيشتر مي كند و مي نويسد: چه قدر ساده
انگارند آناني كه خيال مي كنند سياست از راه سخنان زيبا و راديكال به پيش
مي رود. شيوه عمومي اينان بر زبان راندن سخنان مهيج و ادعاهايي است كه اگر
بار قاطر كني، به زير سنگيني وا مي ماند. اين ديدگاه در بهترين حالت آبستن
يك آنارشي است كه راهي به جز شكست نمي پيمايد. چپ روي به مثابه بيماري
كودكي هنوز هم كه هنوز است دست از سر جنبش برنمي دارد. اين دوستان خيال مي
كنند كه ديگران عاجزند از تندروي كردن و راديكاليسم. و اصولا در چنين ذهن
هايي، راديكاليسم نوعي ارزش اخلاقي شده است.
جرس با اذعان به نفاق
عناصري نظير موسوي و خاتمي، پرهيز آن دو از چپ روي بيشتر را نه به مفهوم
رويكرد آنها به جانب نظام و رهبري بلكه براساس سياست ورزي براساس داده ها
و اطلاعات توصيف كرد و افزود: الفباي سياسي مي گويد كه بايد تا حد امكان
به جمع آوري نيرو پرداخت. اين هلهله شما ]عناصر راديكال تر[ براي دور كردن
نيروهاي بينابيني از جنبش سبز، آيا با اصل سياست ورزي همخواني دارد؟ حضور
موسوي در خانه حميد باكري در سالگرد به خون غلطيدن وي، نشان همين سياست
ورزي است.
«جرس» كه خود را اتاق فكر جنبش سبز معرفي مي كند، در
تحليلي ديگر، علنا خواستار تحريم چهارشنبه سوري شد. نويسنده اين تحليل ذيل
عنوان «اعلاميه تحريم چهارشنبه سوري» نوشت: با اعلام حمايت كامل از آرمان
هاي جنبش سبز، حضور در برنامه چهارشنبه سوري را تحريم مي كنم. ما شيوه
هايي را پيش از اين تجربه كرده ايم كه بنا به ويژگي هاي هيجاني آنها،
منحصرا زمينه حضور گروه هاي خاصي را فراهم كرده و عده ديگري از مردم زمينه
كنشگري در آنها را كمتر ديده اند. بايد پذيرفت كه همه اقشار، توان تعقيب و
گريز در خيابان را ندارند. چهارشنبه سوري از همين برنامه هاست و به واسطه
خشونت بالقوه، مسلما جمع زيادي از مردم از حضور در آن خودداري مي كنند.
متاسفانه تنها راه تظاهر به اعتراض، در تقابل فيزيكي با نيروهاي حكومتي
نمودار شده است. جنبش به خاطر اصرار بر اين امر، همواره مشغول تبعات
نامطلوب آن بوده است. خشونت عرصه اي است كه جنبش در آن محكوم به شكست است.
جذب مشاركت منوط به كاهش خطر حضور و احترام به حقوق ديگران است. متاسفانه
برخي اعضا گاهي اقدامات پرخطر و چريكي را دنبال مي كنند و فقط تعقيب تفنني
كنش ها را جهت خالي نبودن عريضه ارائه مي دهند... آيا واقعا بيرون رفتن با
خودرو شخصي از نشانه هاي هويتي جنبش سبز است؟ به هوش باشيم كه اين آسيب ها
در درازمدت هيبت و پرستيژ جنبش را به شدت تنزل داده و تا سطح يك سرگرمي
گاهگاهي فرو خواهد كاست.
نويسنده جرس با ارزيابي ريزش گسترده نيروها
تاكيد مي كند: همچون يك سرباز آماده جانفشاني در راه آرمان جنبش هستم و
دعوت به راهپيمايي ها را لبيك مي گويم اما استثنائا در اين موقعيت
]چهارشنبه سوري[ ساز مخالف مي زنم! در اين فرصت خاص كه سكوت و بي ميلي
بسياري را شاهد هستم لزومي به هزينه دادن در چهارشنبه سوري احساس نمي كنم.
شايان ذكر است جرس و شبكه انگليسي- آمريكايي تحت امر بهاءالله
مهاجراني در اوج اغتشاشات خياباني با هيجان زدگي تمام، به گزارش و تحريك
لحظه به لحظه و توام با دروغ پراكني روي آورده بود اما ظاهرا ضربه محكمي
كه از ملت در روز 22بهمن خوردند، هوش و حواس آنها را تا حدود زيادي سرجا
آورده تا مجددا دنبال سناريوهاي مضحكي كه اصطلاحا درازگوش تروا نام گرفت،
نباشند. هرچند كه اگر اين مهاجراني شير درازگوش خورده است، احتمالا مجبور
و موظف است خبط و حماقت هاي مشابه را تكرار كند!