مظفر سپاسيپور
پس از انتشار اخباری در باره در و بدل شدن پیغام هایی بین معترضین به نتیجه انتخابات با مسئولین کشور و بالا گرفتن احتمال مصالحه برای حفظ وحدت ملی کشور و همچنین قطع دست بیگانگان و ایادی آنان، شاهد تهاجم دشمنان (از همه نوع آن) هستیم.
با این هجمه ها سوالاتی در ضمیر آدمی نقش می بندد که بدون اراده بر زبان جاری می شود...
اگر اعتراضات داخلی بهویژه بین مسئولین سابق و فعلی کشور پایان یابد چه نتیجه ای برای بیگانگان و ضد انقلاب دارد؟
آیا آحاد مردم از روند اغتشاشات با هدایت بیگانگان و ایادی آن ها سود می برند یا ضرر؟
آیا منافع طیف حداقلی در جامعه را باید بر جمعیت 70 میلیونی ترجیح داد؟
اگر این چنین است، پس اصول دمکراسی و لیبرالیستی کشورهای به اصطلاح دمکراتیک و پیشرفته و ایادی آنها و دوستان اصلاح طلب دیروزمان که شعار آن را می دادند، درکجای طلوع و غروبشان حق اکثریت را رعایت می کنند؟!
آیا باید منافع یک طیف محدود به یک شهر را بر آحاد ملت کشورمان ترجیح داد؟!
و ده ها سوال دیگر که مجال طرح آن ها در این نوشتار نمی باشد. در همین راستا اشاره به چند مورد از راه کارهای استکبار و گروهک ها به منظور جلوگیری از احتمال مصالحه و آرامش در کشورکه در رسانه های مربوطه بیان میشود خالی از فایده نمی باشد:
- تلاش برای طرح احتمال همراهی آقایان موسوی، خاتمی و کروبی با دولت و بیان اینکه عقب نشینی آقایان در مقابل دولت هیچگونه سودی برای آنها ندارد، و بعداً تحت فشار قرار خواهند گرفت و به تحریک جریان معترض به عدم استقبال از زمینه های آشتی و آرامش در سطح جامعه می پردازند.
- برجسته کردن خلأهای سیاسی موجود در بین
طیف معترضین و دولت با تحریک افراطیون طرفدار دولت در رسانه ها برای به
تقابل کشاندن جریان معترض و حامیان دولت
- راه اندازی جریان جدیدی با انتشار نامه
نگاری، انتشار بیانیه، کمپین در خارج از کشور با هدف به اصطلاح حمایت از
جریان معترض برای امیدوار کردن به موفقیت در مقابل دولت
- ارسال شعارها، پوسترها و نمادهای تند و
ساختار شکن در مقابل نظام جمهوری اسلامی به نام جریان به اصطلاح سبز برای
گسترش زمینه های اختلاف و عناد و همچنین درگیری و خشونت
- انتشار اخبار در زمینه آرامش سیاسی
جامعه به صورت هدفمند با افزایش غلظت پیغام ها و تفاهم های احتمالی با نیل
به واکنش منفی انداختن طرفین و تکذیب هر گونه تفاهم و ایجاد مصالحه
- جلوگیری از نزدیک شدن افکار عمومی به
ضرروت ایجاد آرامش در جامعه، به طور مثال وقتی آقای موسوی قصـد برگشتن به
دانشگاه و شروع به تدریس را داشتند عوامل گروهک های ضد انقلاب در دانشگاه
با ارسال پیغام هایی از آمدن وی جلوگیری جلوه دادن مسئله اقدام به از بین
بردن زمینه های تفاهم به نفع امنیت و وحدت ملی کردند.
بنده به عنوان شخصی که مواضع آقایان موسوی و کروبی را در ظاهر و در زوایای پنهان بیانیه ها، دیدگاه های آقایان خاتمی و... را در محیط دانشگاه می بینم، سؤال می کنم آیا ما به اینجا نرسیده ایم که از خطاهای اجدادمان در حداقل 500 الی 600 سال گذشته درس بگیریم، که قیصریه ای را برای گم شدن دستمالی به آتش نکشیم؟
آیا منافع و وحدت ملی کشور(که منافع آحاد ملت ایران است) از منافع سه حزب با وزن تقریبی چند صد نفر و یک طبقه نوکیسه کمتر است؟
آیا احساس نمی کنید که مصادق همان جمله ای که آقای کروبی در سنواتی که در اریکه قدرت بیان داشتند شده اید، و آن اینکه"أینَ تذهبوُن". البته این را می دانم که اگر به سرنوشت کشور، منافع ملی، خون دل خوردن های گذشتگان و جان فشانی هزاران شهید و معلول و همچنین هزاران میلیارد دلار خسارت جنگ تحمیلی می اندیشیدیم، هزاران لعن و نفرین آینده گان و تاریخ این مملکت را برای خود نمی خریدیم.
همه می دانیم که اگر تاکنون ایرانی یک پارچه و پیش رو در صحنه جهانی باقی مانده است، نه به افتخار خدمات شبانه روزی مدیران گذشته و گروه های درگیر فتنه یا مدیران شاغل امروز است، بلکه مدیون جانفشانی های امام خمینی(ره) و یاران شهیدش در 30 سال گذشته است.
و رکن اصلی آن نیز صرفاً و صرفاً در ولایت فقیه خلاصه می شود، وگرنه ما جزء فرزندان کدامین ایرانی قهرمان 1400 سال گذشته ایم که توانسته ایم، عزت و سربلندی ایران را حفظ کنیم، کدام گروه، قوم و حکومت ادعا دارد، که توانسته در راه مبارزه برای ایران اینقدر ایستادگی کند؟ آیا به جزء جمهوری اسلامی و آنهم فقط با پرچم مذهب حقه شیعه و در مدار ولایت فقیه؟
...اما این را می دانم که اگر به آینده ایران و سرافرازی آن می اندیشیدید، مصادق مادری می شدیم که وقتی در مقابل قضاوت امیرالمومین علی(ع) قرار گرفت برای حفظ جان فرزندش، او را به دیگری که به دروغ ادعای مادری آن را داشت، واگذار کرد، و به قتل آن رضایت نداد.
فرض محال که محال نیست، اگر به فرض پذیرفته شود که در انتخابات تقلبی صورت گرفته است، آیا برای مخالفت با دولتی که 4 سال بیشتر در اریکه قدرت باقی نخواهد ماند، ما در اعتراض به این مستأجر باید خانه خودمان را از فرط کینه به یک شخص بر سر او خراب کنیم، اگر دست نشانده باشیم که فرض را بر شعار" ویران باد خانه پدری و اجدادیمان" می گذاریم و امیدوار می شویم، به اینکه آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی می آیند و برای ما خانه ای شیک و روبه جنگل و دریا می سازند.
بنده به عنوان یک ایرانی وطن دوست اینگونه فکر نمی کنم، اما از افرادی که
ادعای آگاهی و علم عالم را دارند و به نظر خودشان دور دست های تاریخ را می
بیند، این پیغام را می دهم، برای قضاوت در پیشگاه خدا و تاریخ آماده باشید
و بدانید فردا روز، نسل های آینده، افراط گرایان را به نوعی و تفریطیون دل
خوش کرده به دشمن را بنوعی دیگر نفرین خواهند کرد.
بیاید از ناآگاهی جوانانی که همه در آن مسئول هستیم سوء استفاده نکنیم، این شرط بزرگی و پیشرو بودن نیست، این پیام برای ایرانیان گول خورده در دامن گروهک های ضد انقلاب خارج نشین هم هست، به قول امام حسین (ع) اگر دین ندارید آزاد مرد باشید، بدانید کشورهای استکباری با آن همه فسق و فساد خیر خواه ما نیستند.
پس آتش بیارخرمن کشورمان نشوید فردا
همانطور که در باره همه قضاوت می شود شما هم جزء این جریان خواهید بود،
شما را به تاریخ حداقل 200 سال گذشته ارجاع می دهم، برای چند دلار زیر
پرچم سرخ و سیاه رفته اید، به سیم آخر نزنید، همه راهها به سرای باقی برای
مقیدین و برای غیرآن به جهنم سوزان ختم می شود.
اگر قرار باشد برای دشمنی کشورهای استکباری علیه ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن دلیل آورده شود، مصداق 100من کاغذ خواهد شد، پس چرا امروز دشمن را دوست و دوست را دشمن می دانیم، ما را چه شده است، دلمان برای بی بندباری های رژیم سراپا فاسد شاهنشاهی تنگ شده، یا حضور اجانب در کشورمان در همین دیروز جنگ جهانی اول و دوم، خواهش می کنم بررسی کنید، به پدران و مادران و خواهران ما چه گذشت!؟ هموطنان عزیز، ما تاریخ را خیلی نمی شکافیم که خجالت بکشیم،
به همان اندازه که در تاریخ برای اثبات خیانت بیگانه پرستان و دشمنان ایران دلیل هست، برای دشمنی بیگانگان با پیشرفت و عزت ایران دلایل بیشتری وجود دارد، فوکویاما در کنفرانس اورشیلم در باره ایران می گوید؛
"برای پیروزی بر یک ملت باید میل و ذائقه مردم را تغییر داد و کافی است شهادت طلبی اینها( ایرانی) را به رفاه طلبی تبدیل کرد... ادامه می دهد، اگر توانستید ولایت فقیه را بزنید"
"بلافاصله پرنده شیعه افت می کند و سقف پروازش کاهش می یابد و تیرهای شما به راحتی به او می خورد..."
بنده از آحاد ملت ایران از هر قوم، مذهب و هر مکتبی سؤال می کنم، در قریب به 1400 سال گذشته مهم ترین عامل ثبات و حفظ استقلال ایران چه رکنی بوده؟ آیا به جزء مذهب سراسر نور و خدمت شیعه چیز دیگری بوده است، برای اثبات این ادعا در هر کتاب تاریخ صدها سند و نام دهها شهید برای اثبات آن ذکر شده است.
پس چرا باید با هورای دشمن و دوستان
ناآگاه که نقش شریکان دزد و رفقیان قافله را بازی می کنند، به سمت ضربه به
منافع ملی و حیثیت ایران حرکت کنیم و به عواقب آن فکر نکنیم، نکند خدای
ناخواسته این نعمت و لطف الهی یک بار دیگر تضعیف کنیم، آگاه باشیم که فردا
در پیشگاه خداوند و تاریخ ایران از ما نخواهند گذشت.
مخاطبین عزیزم:
بنده با 27 سال سابقه فعالیت در حریم سیاست و علوم اجتماعی به شما برادرانه و صادقانه می گویم؛
جریان اغتشاش گر و حامیان آنها دنبال تخریب عزت و سربلندی ایران و منافع و وحدت ملی و گسستن پیوندهای ملی و اعتقادی آن هستند،پس به گرگ های در کمین نشسته بیندیشیم، که حداقل نتیجه تهاجم آنها به مسلخ رفتن تعدادی از عزیزان ما که تحقیقاً برادران و خواهران ما هستند، خواهند بود، و اگر این درایت را نداشته باشیم در ریخته شدن خون آنها شریکیم.
بنده با ایده و تفکر طیف جریان معترض به
نتیجه انتخابات قبل و بعد از پیروزی انقلاب آشنا هستم، و علل کشاندن طیف
خاص به کف خیابان ها را می دانم، و جریان فکری دانشجویان فعال در اغتشاش
را از نزدیک می شناسم، اگر درصد جوانان احساسی را کنار بگذاریم بقیه
افرادی هستند که وابسته به تفکرات سیاسی تا الحادی و ضد میهنی هستند، نماد
آنها در دانشگاه ها پرچم های سرخ، آبی و زرد و لباس و علائم خاص است، پس
باید خوب فکر و تحقیق کنیم که گول جریان در حال دود کردن را نخوریم، و
بدانیم از این دود آتشی به نفع این کشور و ملت بر پا نخواهد شد، اما حداقل
آزار آن اذیت چشم ها است. برای اثبات این ادعا به شخصیت، جایگاه، ثبات
رأی، سوابق شفاف، عقل و هوش سران آن بیندیشید. و نگرش سیاسی و وطن پرستی
آنها را محک بزنید، و...