نگارنده يا نگارندگان نامه ي نوشته شده به معاون سياسي، آن قدر سطح پايين مي انديشيند که همه نوع دروغ را به هم بسته اند تا به آقاي هاشمي بگويند چرا فلان بخشدار را عزل نمي کنيد.براستي مشکل استان با عزل بخشدار فلان منطقه حل مي شود؟آيا کار شما مخل آرامش استان و ضربه زدن به اصولگرايي نيست؟دوستان سعي کرده اند که از اين طريق مظلوميت دکتر احمدي نژاد را اثبات کنند،اما مظلوم جمهوري اسلامي و اصولگرايي است که اينچنين حاميان سطحي نگر و ناسنجيده اي دارد!
اخيرا
متني خطاب به معاون سياسي امنيتي استانداري بوشهر از سوي جمعي که نام خود
را اصولگرايان عدالت خواه نامگذاري کرده اند،منتشر شد.هدف اين نوشتار نه
دفاع از معاون سياسي آقاي هاشمي است و نه نقد و بررسي آراء و مطالب افراد
مدعي عدالت خواهي ، جذاب و با اهميت تلقي مي شود که اين نوشتار به آن
بپردازد.اما آنچه که باعث شد اين متن تنظيم شود اخطار و تذکر به کساني است
که از سر خودبرتربيني و خود محوري،خواسته يا ناخواسته در صدد هستند خط
تازه اي از راديکاليسم را در استان به نام اصولگرايي پي ريزي کنند.و در
ابتدا لازم است عنوان کنم که راقم اين سطور فردي است که همه افتخارش را
تمسک به آرمان اصولگرايي مي داند.
يادمان نرفته است که همگام با شروع
کار آقاي افراشته در استان جرياني که خود را نماينده ي همه ي استان بوشهر
مي دانست با تندروي، استان را به چه سمت و سويي کشاندند و آخر کار آن شد
که آن جريان فکري دچار پريشاني شد و ژنرال آن گروه دو بار از دست شوراي
نگهبان مهر عدم تاييد خورد.اما دير شده بود و آن هنگام زماني بود که
سرمايه هاي مادي و معنوي فراواني ضايع شده بود.امروز نيز همان فکر ،اما
اين بار از سوي عده اي ديگر،و البته با همان ادعاها ،خط تخريب جديد را
کليد زده اند.ظاهرا اينگونه است که در هر زماني عده اي اندک و فاقد
مقبوليت خود را بايد نماينده و وکيل مدافع همه ي اصولگرايان معرفي
کنند.مسئله اين است که اگر جلوي خودسري هاي اين افراد گرفته نشود آرامش و
اعتماد به نفس ايجاد شده در استان و طيف اصولگرايي از بين خواهد
رفت.اينگونه نيست؟!
در متن نامه نوشته شده به معاون سياسي،ازعبارت هاي
جريان عدالت خواه در استان و جريان اصولگرايان عدالت خواه براي معرفي خود
آمده است.سئوال اين است که اين جريان اصولگرايي عدالت خواهي چيست؟و اعضاي
آن کيانند؟و عطاي عنوان نمايندگي جريان اصولگرايي از سوي چه کسي به آنها
تفويض شده است؟ميزان مقبوليت و محبوبيت آنها تا چه اندازه است؟فراگيري اين
جريان تا چه اندازه است؟آيا يک شهر و يا روستا محل تجمع اين افراد است و
يا کل استان تحت سيطره تفکر اين افراد است؟
بررسي ها و واقعيت ها نشان
مي دهد که محل جمع شدن اين افراد محدوده اي بيش نيست و در همان محدوده هم
فاقد مقبوليت اجتماعي هستند.براستي آن اصولگراياني که در شهرستانهايي به
غير از دشتستان ،که با تلاش خستگي ناپذير براي حمايت از دولت دکتر احمدي
نژاد از هيچ تلاشي فروگذار نکرده اند،اگر نظري غير از آنچه بعضی برادران
دشتستان مي پندارند داشته باشند چاره ي کار چيست؟آيا سنگ روي سنگ بند مي
شود؟در صورت تعارض بين اصولگرايان تنها یک شهرستان با اصولگرايان ساير
مناطق تکليف چيست؟آيا بهتر نيست مديريت امور را به مديران ارشد استان
بسپريم؟البته ارائه طريق و راهکار و نقد مشفقانه از سوي اصحاب نظرضرورتي
اجتناب ناپذير است.
راقم اين سطور هم وضعيت و چينش برخي از مديران
استاني را قابل نقد مي داند، و وجود برخي ناراستي ها و کاستي ها را کتمان
نمي کند.اما نه تقصير را متوجه معاون سياسي مي داند و نه راه و روش گروه
به اصطلاح عدالتخواه را مي پسندد.مديران ارشد استان و از جمله معاون سياسي
خود به عدم همراهي برخي مسئولان اعتراف دارند و به همين دليل است که برخي
از تغييرات، اخيرا از رده هاي ستادي استان آغاز شده است.نگارنده يا
نگارندگان نامه ي نوشته شده به معاون سياسي، آن قدر سطح پايين مي انديشيند
که همه نوع دروغ را به هم بسته اند تا به آقاي هاشمي بگويند چرا فلان
بخشدار را عزل نمي کنيد.براستي مشکل استان با عزل بخشدار فلان منطقه حل مي
شود؟آيا کار شما مخل آرامش استان و ضربه زدن به اصولگرايي نيست؟دوستان سعي
کرده اند که از اين طريق مظلوميت دکتر احمدي نژاد را اثبات کنند،اما مظلوم
جمهوري اسلامي و اصولگرايي است که اينچنين حاميان سطحي نگر و ناسنجيده اي
دارد!
امروز حاميان و هواخواهان طرفدار تفکر دکتر احمدي نژاد منحصر به
شما نيست بلکه اينک 25ميليون انسان آگاه پاي اصولگرايي ايستاده اند و جاي
جاي استان نيز در اين موضوع شريک و سهيم بوده اند.در اينکه نقد-بخوانيد
تخريب- مي کنيد حرفي نيست،و در اينکه وسعت ديد و شرح صدر خود را نشان مي
دهيد باز هم حرفي نيست،اما از سوي جريان گسترده و فراگير اصولگرايان استان
حرف نزنيد که تصور شود شايد مردم شما را حق نمايندگي و وکالت بخشيده
اند.با عنوان مشخص و نام نشان دار و يا با هويت حقيقي خودتان ،مطلب منتشر
کنيد به نحوي که قابل شناسايي و مرز بندي با ساير اصولگرايان باشيد.زيرا
نه همه ي اصولگرايان استان شما هستيد و نه در اصولگراي واقعي بودن شما
قطعيتي وجود دارد.
آنچه که همه به آن اعتراف دارند اين است که با
آمدن آقاي هاشمي و پس از آن آقاي شفقت به بوشهر، فضاي سياسي استان از
منازعات گذشته فارغ شد و آرامش و ثبات سياسي مستقر شد و اصولگرايان
اطمينان و اعتماد به نفس از دست رفته را بازيافتند.حال اگر نقصي است، که
هست،بايد با حفظ آرامش و متانت به نقد دلسوزانه، و نه غرض ورزانه، همت
گماشت.اين چه نقدي است که ادعا مي کنيد از سر دلسوزي است و مملو از حديث و
روايت کرده ايد، اما در ديگر سو ،به مخاطب نامه افتراء مي بنديد و آخر
الامر هم وي را دعوت به کناره گيري مي کنيد!آقايان بفهمند که نه مردم و نه
اصولگرايان استان ،ديگر حاضر به پرداخت هزينه هاي مادي و معنوي، به قيمت
عقب افتادن استان، آن هم براي تامين حوائج سياسي عده اي قليل نيستند.