تحكيم نظام اسلامي مبتني بر دستورات الهي و برگرفته از اراده ملت آگاه و بصير و ديندار همچنين الگوسازي آن براي ملتهاي مسلمان و آزاديخواه سراسر جهان، دست يابد.
قدم سوم در اين مسير، استقرار دولت اسلامي و تلاش براي پياده سازي احكام متعالي اسلام در امور اجرايي كشور است. متاسفانه با وجود قدمهاي موثر فراواني كه در طول 30 سال گذشته در اين مسير برداشته شده، استقرار دولت اسلامي و انطباق كامل امور فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور با احكام نوراني اسلام به دلايل مختلف، تا امروز به تعويق افتاده است. به جرات مي توان گفت كه اولين اقدامات جدي در اين مسير براي كنار گذاشتن الگوهاي مرسوم نظامهاي شرق و غرب براي در اداره امور كشور، با روي كار آمدن اصولگرايان شروع شد. نگاهي به تاريخ پر فراز و نشيب انقلاب اسلامي نشان مي دهد كه تا پيش از استقرار اصولگرايان در عرصه خدمتگذاري، مسئولين اجرايي كشور به رغم زحمات فراواني كه براي رشد و پيشرفت كشور به خرج مي دادند، در هر دوره و هر عصر به فراخور رويكرد جهاني، سكان هدايت امور اجرايي كشور را با قطب نماي يكي از دو الگوي شرقي يا غربي جهان تنظيم كرده اند. چه در دوره هايي كه با تكيه بر الگوهاي شبه سوسيالسيتي راه حضور مردم در عرصه هاي مختلف را سد مي كردند و چه در دوره هايي كه با دل بستن به شيوه هاي ليبراليستي، توسعه را حتي به قيمت از بين رفتن اقشار ضعيف جامعه، بر همه چيز اولويت دادند. اما شكوفايي گفتمان اصولگرايي و رويكرد عمومي مردم به اين گفتمان كه برخواسته از گفتمان امام(ره) و انقلاب بود، شرايطي ديگر رقم زد و براي اولين بار اداره امور اجرايي كشور به خدمتگذاراني سپرده شد كه بي اعتنا به شيوه هاي مرسوم غرب و شرق، دل در گرو تحقق دولت اسلامي بسته بودند. هرچند عملكرد اصولگرايان در اين زمينه را بايد قدمهاي اوليه در اين مسير پر طولاني و پرپيچ و خم تلقي كرد اما تغيير رويكرد مسئولين اجرايي به سوي پياده سازي احكام اسلام در ابعاد فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و قضايي كشور به جاي استفاده از شيوه هاي حكومتداري شرق و غرب و تلاش براي تدوين الگوي دولت اسلامي پيش چشم جهانيان، به تنهايي دستاورد داخلي بزرگي براي انقلاب اسلامي ايران به شمار مي آيد. در ابعاد جهاني نيز گفتمان اصولگرايي توانسته است، پس از يك دوره فترت و خمودگي، بار ديگر موج جديد از گفتمان اصيل انقلاب اسلامي بيافريند. موجي كه با پشت سر گذاشتن مرزها، توانسته است گفتمان انقلاب اسلامي را تبديل به گفتمان مسلط و غالب اكثر كشورهاي اسلامي نمايد و نظام اسلامي ايران را به عنوان الگويي موفق در برابر شرق و غرب مطرح كند. بنابراين حفظ و تداوم گفتمان اصولگرايي به عنوان احياگر آرمان هاي اوليه انقلاب از جمله تشكيل دولت اسلامي و مقوم گفتمان امام(ره) و انقلاب، در آستانه ورود به چهارمين دهه از عمر پربركت انقلاب اسلامي ايران، امر واجبي است كه هر روز با نزديك شدن به موعد برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در 22 خرداد ماه سال 1388 اهميت آن، بيشتر بر همگان روشن مي شود. چراكه به دليل برخي اتفاقات و صف آرايي هاي شكل گرفته حول نامزدهاي اين دوره از انتخابات، مردم در معرض انتخابي سخت قرار گرفته اند. انتخابي كه قرار است يا ضامن بقا و تعالي گفتمان اصولگرايي و در جهت استقرار و استحكام دولت اسلامي براي تحقق هدف پيشرفت و عدالت باشد يا كشور را به مسيري بازگرداند كه پيش از اين و در دوره هاي سابق رياست جمهوري، مردم رويكرد مغرضانه آنان به مباني انقلاب و عملكرد منفي آنان نسبت به اهداف اوليه آنان را به عينه مشاهده كردند.
ب – چرا بايد از بازگشت مجدد دوم خرداد به قدرت نگران باشيم؟
واقعيت اين است كه مقوله بازگشت دوم خرداد صرفاً مسأله جابهجايي قدرت نيست كه آن را قاعده سياست ورزي و تمكين به رأي مردم بدانيم. دوم خرداد با كارنامه اي كه دارد، اگر برگردد، دوباره همان «رويكردهاي انحرافي» را با «تأثيرگذاري» و «كاربرد بيشتر» را پيش خواهد گرفت، فقط با اين تفاوت كه اين بار با تجربه تر و خزنده تر از قبل عمل خواهد كرد. در جريان شناسي دوم خرداد بايد به اين نكته توجه كرد كه اين جريان اصالت ندارد و مجموعهاي از عقايد شامل ملي، مذهبي، سرمايهداري، ناسيوناليستي، التقاطي و .. را در بر گرفته است. مجموعهاي كه در بين آنها نفراتي چون بهزاد نبوي، سيدمحمدخاتمي، ابراهيم يزدي، مصطفي تاجزاده، اكبر گنجي، محسن آرمين، عزت الله سحابي، سعيد حجاريان، محسن آرمين، رجبعلي مزروعي، شمس الواعظين، علي افشاري، سازگارا و ... ديده مي شوند كه عقايد گوناگوني دارند اما حول محور كسب قدرت با يكديگر ائتلاف كرده اند. در بين آنها از اعضاي حزب مشاركت كه گرايش سكولار دارد تا نفرات سازمان مجاهدين انقلاب كه جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم آن را نامشروع ميداند، وجود دارد. در نگاهي بازتر اين جريان، اعضاي حزب اعتماد ملي كه خود را حزب دموكرات سوسياليستي ميداند تا حزب كارگزاران كه نمايندگي سرمايهداري منحرف را بر عهده دارد تا مجمع روحانيون كه بعضاً طرفداري خط امام (ره) را شامل ميگردد، را نيز در مي گيرد.
براي شناخت بهتر اين جريان جهت تصميم گيري در خصوص آن، آوردن چند شاهد مثال ضروري است:
1/ جبهه دومخرداد، حادثه تير 78 كوي دانشگاه را براي براندازي نظام به سبك و شيوه انقلاب مخملي توسط مصطفي تاجزاده معاون سياسي وزير كشور هدايت كرد و قصد داشتند كه به بيترهبري حمله كنند و مراكز حساس را به كنترل خود در آورند. آنان با آتش زدن جايگاه نماز جمعه تهران، نقطه تمركز حملات خود را كانون تجمع و وحدت مردم نشان دادند. با آتش زدن بانكها و غارت بيتالمال، نمايشي از اوباشگري و لااباليگري را با همراهي شبكههاي ماهوارهاي ضد انقلاب به نمايش گذاشتند، اين اقدام همزمان موجب بمباران چند روستاي مرزي توسط هواپيماهاي دولت وقت تركيه شد و گمان كردند كه جمهوري اسلامي آخرين ساعات عمر خود را سپري ميكند.
2/ 800 نفر از استانداران، وزيران، معاون آنها، معاونان رئيسجمهور و برخي ديگر از مقامات دولتي در منزل 1000متري مصادرهاي در بهترين نقطه شمال تهران در منزل حجتالاسلام سيد محمدموسويخوئينيها - كه جريان افراطي دومخرداد چون سعيد حجاريان او را وليفقيه زمان ميداند- گرد هم آمدند تا با تحصن و اجتماع خود، رسماً اعلام كنند كشور سقوط كرده است. آيا جمع زيادي از مقامات دولتي كه مسؤولان وقت كشور هستند خود صريحاً ميتوانند به وضع موجود- وضعيتي كه خود آنان ادارهكننده آن هستند- اعتراض كنند ؟ آيا مردم به دومخرداد رأي دادند كه مقامات دولتي، اينگونه خود طرح براندازي جمهوري اسلامي (كه ثمره خون بيش از سيصد هزار شهيد است ) را اجرا نمايد.
3/ نمايندگان مجلس ششم كه به خانه ملت راه يافته بودند هر روز نمايشي از خود به راه انداختند: استعفاي نمايشي تعدادي از نمايندگان در اعتراض به وضع موجود (آرمين، بهزاد نبوي، فاطمه حقيقتجو و ...) از اين جمله بود؛ در تظاهراتي كه در حمايت از فلسطين توسط نمايندگان، صورت گرفت به دستور بهزاد نبوي، نمايندگان از شعار «مرگ بر آمريكا» منع گرديدند. 120 نفر از نمايندگان در بيانيهاي سرگشاده به رهبر معظم انقلاب اسلامي كه خوراك رسانههاي بيگانه شد، رسماً ساختارشكني و هنجارشكني را به نام دفاع از حقوق شهروندان و ايفاي وظيفه نمايندگي به نمايش گذاشتند. اين بيانيه مدتها دستمايه رسانهاي ضد انقلاب و شبكههاي ماهوارهاي بود. رئيس مجلس ششم در اعتراض به بازداشت نماينده وقت همدان (لقمانيان) تهديد به استعفا كرد و براي چند روز كشور را تا آستانه بحران پيش برد كه با مساعي رهبر انقلاب اسلامي اين معضل از پيشروي نظام برداشته شد.
مجلس ششم با ارائه طرحهايي چون حريم خصوصي، جرم سياسي، آزادي مطبوعات كه به ظاهر، پوشش براي نيات شوم آنها بود تلاش كرد دفاع از ضد انقلاب، اوباشگري(به نام دانشجويان و به كام ...) را قانوني جلوه دهد و دفاع از آقاي منتظري ـ روحاني معزول توسط حضرت امام(ره) ـ را در قالبي قانوني عملي سازد.
مجلس ششم، مجلس تنشآفرين، اعصابخردكن و دشمن شادكن بود. نطق احمدشيرزاد نماينده مشاركتي اصفهان در تخطئه حق هستهاي ايران را، افكار عمومي فراموش نكرده است؛ حافظه مردم هنوز به ياد دارد اسرائيل ماهها از اين نطق شيرزاد رئيس كميسيون آموزش مجلس ششم چگونه بهرهبرداري ميكرد.
مجلس ششم محل تسويهحساب با نهادهاي انقلابي، شوراي نگهبان، قوه قضائيه، سپاه پاسداران، بسيج و ... در ايام تخصيص بودجه و اعتبارات بود. فراموش نكردهايم كه چگونه از اعتبارات اين نهادها به خصوص سپاه پاسداران، نيروي مقاومت بسيج و رسانه ملي برداشتند و لطمات شديد به امنيت ملي كشور، وارد كردند.
مجلس ششم پاتوق ضد انقلاب، ملي مذهبيها و ... شده بود و همه اين اقدامات در قالب به ظاهر پهنه «دفاع از حقوق شهروندان» صورت ميگرفت. حريم مرجعيت و روحانيت بارها و بارها در مجلس ششم شكسته شد و به ياد داريم كه چگونه پيامهاي مستمر مراجع عظام تقليد به روحانيون مجلس ششم به خصوص رييس روحاني مجلس (كروبي) منتقل ميشد كه اگر اين ساختارشكنيها و هنجارشكنيها ادامه يابد مراجع به وظيفه ديني خود عمل خواهند كرد.
مجلس ششم به دنبال رفراندوم و همهپرسي بود. بارها و بارها اين نكته را اعضاي افراطي مجلس ششم بر زبان جاري كردند.
ملاحظه: نقد و بررسي عملكرد مجلس ششم را بايد در مجال و فرصتي جداگانه به تحليل نشست.
4/ بهزاد نبوي عضو ارشد دوم خرداد و نايب رييس مجلس ششم، بارها و بارها گفت كه رييسجمهور خاتمي فاقد اختيارات لازم است. او اختيار ارتش، نيروهاي مسلح، شوراي نگهبان و .. را در اختيار ندارد؛ اين تفكر طرفداري از يكهسالاري، استبداد، ديكتاتوري و حاكميت مطلق العناي رييس قوه مجريه و قبول نداشتن قانون اساسي است؛ آيا بازهم بايد منتظر تكرار دوم خردادي ديگر باشيم.
5/ فضاحت اخلاقي ولنگاري و بيعفتي در دوم خرداد به اوج خود رسيد. فرياد دلسوزان نظام، روحانيون و خانواده معظم شهيدان و ايثارگران هم به جايي نميرسيد. اين افتضاح در سينماهاي كشور، بازار نشر و مطبوعات خودنمايي بيشتري داشت.
آيا قضاياي آقاي ابطحي رييس دفتر و بعد از آن معاون رييسجمهور را فراموش كردهايم؟ عطاءالله مهاجراني از سردمداران كارگزاران (حلقه پيرامون آقاي هاشمي) و دوم خرداديها كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كشور را يدك ميكشيد، خود در حالي كه همسر دائمي با چند فرزند داشت چندين زن ديگر را صيغه خود كرد و براي فرار از اين افتضاح، چند سالي است در انگلستان زندگي ميكند و براي رسانههاي استكبار قلم ميزند به قول خودش زبان شيرين عبري را ياد ميگيرد (زبان عبري زبان اسرائيلي است) آيا فراموش كردهايم كه برخي از كارگردانان بزرگ و نامي كشور رسما اعلام نمودند كه تا وقتي وضعيت سينماي ايران اينگونه باشد فيلم نخواهند ساخت و اجازه نخواهند داد خانواده آنها به تماشاي سينما بروند.
6/ روزنامههاي دومخردادي نوشتند كه «اگر نبود جنگهاي صدر اسلام و جنگ احد و بدر، امامحسين در كربلا كشته نميشد.» اين مطلب در روزنامه صبح امروز با مدير مسؤول سعيد حجاريان مشاور ارشد رئيس جمهوري و عضو شوراي اسلامي شهر تهران چاپ شد و اين رفتارها به قدري تكراري شد كه مجتهد عاليقدر حضرت آيتا... شيخمجتبيتهراني در سخنراني شب عاشورا، واكنش تندي به اين مطلب نشان داد و آنان را مورد نكوهش قرار داد.
كار در دومخرداد به جايي رسيده بود كه مقدساتي از اين دست از هجو و تهديد مطبوعات زنجيرهاي مصون نماند. آيا باز هم ميخواهيم دومخرداد تكرار شود و اين جفاها كه برخي حتي در زمان رژيم شاه هم جرأت چنين جسارتي نداشتند بر مقدسات اين مرز و بوم وارد شود.
7/ دفاع دومخرداد از طرحها و لوايح ضد اسلامي چون كنوانسيون حقوق زنان را افكار عمومي فراموش نخواهد كرد. لايحه كنوانسين حقوق زنان كه به نام دفاع از حقوق زنان مطرح شد بيش از 90 ايراد شرعي و اسلامي بر آن وارد بود. اما رئيس روحاني مجلس ششم (كروبي) آن را تأييد كرد و رئيس روحاني دولت (خاتمي) آن را براي اجرا ابلاغ كرد. كم نبود از اين دست طرحها و لوايح كه گويي مجلس ششم بنا داشت گوي سبقت را از همه بربايد.
8/ خروج از حاكميت هم تزي شد براي جريان دومخرداد؛ در حالي كه تا جلسه حاكميت در اختيار دومخرداد بود به بهانه «نداشتن اختيارات لازم توسط رئيس جمهور» خروج از حاكميت را مطرح كردند. جالب آن است كه در آن مقطع، آقاي هاشميرفسنجاني كه اكنون هدايت جبهه دومخرداد را به عهده گرفته است، و پيش از آن رئيسجمهور بود بارها اعلام كرد كه اختيارات رئيسجمهور، بسيار زياد و كافي است و با اين اختيارات قانوني خيلي كارها ميتوان انجام داد.» اما لوايح موسوم به «دوقلو» توسط دولت ارائه شد تا از رئيسجمهور خاتمي سلطاني بسازد كه خلاف اصل تفكيك قوا بتواند در كار قوه قضائيه نيز دخالت كند و از تشكيل دادگاهها جلوگيري كند.
9/ تخريب نهادهاي انقلابي به خصوص سپاه پاسداران و بسيج دستور كار دائمي اين جبهه سياسي بود. جريان دومخرداد آنقدر گستاخ شده بود كه حتي ترور نافرجام حجاريان عضو شوراي شهر تهران را منتصب به سپاه كرد و جفاي بزرگي را بر بسيج و پاسداران روا داشت و هر روز در مطبوعات زنجيرهاي خود عليه اين پاسداران مرزهاي اسلامي انقلاب، مقاله و مطلب مينوشتند.
10/ شوراهاي اسلامي شهر و روستا كه دومخرداد آن را بزرگترين اقدام عمر خود بر ميشمارد به قدري اختلافات و كشمكشها و قدرتطلبيها در آن بالا گرفت كه در طول مدت 4 سال از عمر خود تعدادي از شورا استعفا دادند (عبدالله نوري) تا راهي مجلس شوراي اسلامي شوند. به طور متوسط هر 7 ماه يك نفر رئيس شورا شد. به دليل اختلافات و سهمخواهي، اصلاً ثبات نداشت. افشاگريهايي كه عليه همديگر در زد و بندهاي پشت صحنه صورت گرفت اصولاً كار را به فراموشي سپرده بودند. اين افتضاح، تا آنجا بالا رفت كه كروبي رئيس مجلس ششم گفت: شوراي شهر تهران آبروي اصلاحطلبان را برده است.»
11/ دومخرداد همراه با خود، نفاق، بدي، دروغگويي و ... را گسترش داد. اين جريان براي تخريب رقيب سياسي خود بارها به تحركاتي غيراخلاقي متوسل شد. بهزاد نبوي اعلام كرد كه دشمن اصلي دومخرداد آمريكا نيست بلكه «جريان راست» است. جريان دوم خرداد در تلاشي شبانهروز جاي دوست و دشمن را عوض كرد. در حالي كه از رابطه و مذاكره با آمريكا سخن ميگفت هرگونه مذاكره و گفت و گو با جريان رقيب سياسي را تحريم كرده بود. همانا كه تا آبدارچي ادارات را نيز به دليل عدم دريافت پيام دوم خرداد از كار بركنار كردند، امروز پشت صحنه، همراه با آقاي هاشمي، پروژه دولت وحدت ملي را مديريت ميكنند.
12/ محاكمات غلامحسينكرباسچي شهردار تهران و غارت بيتالمال، محاكمه عبدا...نوري وزير كشور دومخرداد در دفاع از اسرائيل، تعطيلي مطبوعات زنجيرهاي كه در حرمتشكني، درج اخبار دروغ، اقدام عليه امنيت ملي و ... تلاش كرده بودند، نيز از دستاوردهاي جريان دومخرداد محسوب ميگردد.
13/ ماجراي دانشگاهها هاوايي و دريافت مدارك جعلي برخي وزيران (همچون حاجي، صوفي و...) برخي معاونين و مديران كل
14/ بركناري بيش از 5000 تن از مديران ارشد و برجسته كشور به بهانه واهي عدم درك پيام دومخرداد ( حربهاي در جهت قلع و قمع مخالفان دولت از دولت) تلقي ميشد.
15/ از جمله پديده مشكلزا در دولت آقاي خاتمي، مديران پروازي بودند؛ به گونهاي كه بيش از 12 استاندار كشور پروازي بودهاند. دولت به رغم تذكرات و انتقادهاي برخي نمايندگان مجلس ششم و مطبوعات و فعالان سياسي براي اين معضل اقدامي را به عمل نياورد.
ج – چرايي و بيان ضرورت نقد دوم خردادي ها
سئوالي كه با مرور كارنامه دوم خرداديها ، بيش از همه در اذهان شكل مي گيرد، اين است كه براي ممانعت از بازگشت دوم خردادي ها با آن كارنامه پر از انحراف از مباني انقلاب، چه اقداماتي بايد صورت پذيرد؟ بدون شك نقد دوم خرداد و تبيين چرايي و تشريح ضرورت آن، يكي از پاسخهايي است كه مي توان به اين سئوال داد. از سوي ديگر طرح ضرورت و چرايي نقد جبهه دوم خرداد، جريان اصولگرا را نيز بيش از پيش به وحدت و يكپارچگي ترغيب خواهد كرد. در ذيل به برخي از اين ضرورتها و چراييها اشاره ميشود:
1ـ ممانعت از بازگشت روزهاي تلخ
نيم نگاهي به گذشته و يادآوري روزهاي تلخ گوشهنشيني نيروهاي متدين و مذهبي كه هر ثانيه آن به سنگيني سالها سپري شد، تكليف را براي ما روشن خواهد كرد. روزهايي كه فرزندان انقلاب با چشماني اندوهبار، تاختوتاز افراطيون دوم خردادي بر ضد آرمانهاي انقلاب، مباني نظام و حتي مقدسات بودند اما در مقابل عملكرد آنها كه قهقهه مستانه دشمنان را بر فراز آسمان ايران اسلامي طنين افكن كرده بود، چارهاي هم جز صبر و تحمل نداشتند. مطمئنا زمينه سازي براي بازگشت نيروهاي انقلاب بيش از آن كه معلول عملكرد منفي دوم خردادي ها و رويگرداني مردم از آنها باشد، مديون عملكرد موفقيت آميز اصولگرايان و رويكرد دوباره مردم به آنها است. در وراي موفقيت هاي پياپي اصولگرايان در انتخابات چه بسيار زحمت ها كه كشيده شد و چه بسيار خون دلها كه خورده شد تا بار ديگر زمام انقلاب به دست صاحبان اصلي آن كه مردم و فرزندان انقلابي امام(ره) و مقام معظم رهبري هستند، باز گردد. اينك هر نوع عقب گرد به عقب و هر گونه بازگشت به دوران دوم خرداديها، هدر رفتن حاصل سالها تلاش و كوشش عناصر اصولگرا براي برپايي حكومتي مبتني بر گفتمان امام(ره) و انقلاب است.
2 ـ همگرايي در جريان اصولگرا:
حضور اصولگرايان در مسند خدمتگذاري به مردم، در مجلس و دولت، به واسطه اقتضائاتي كه داشت، موجب بروز اختلافهايي در بين برخي اصولگرايان شد. متاسفانه اين اختلافات، موجب شد برخي نقد رقيب را به فراموشي بسپارند و اين در حالي است كه با وجود همه اختلافها، اكثريت غالب جريان اصولگرا بر خطر دوم خرداد اذعان دارند و لذا همين نقطه موجب خواهد شد كه اصولگرايان در اين نقطه در كنار هم قرار گيرند و بر انسجام و همگرايي اين جريان اصيل افزوده شود.
3 ـ شفاف و روشن شدن عملكرد اصولگرايان
بر اساس يك نظريه روانشناسي سياسي، حافظه كوتاه مدت ما ايرانيان كوتاه است و گذشته را زود فراموش ميكنيم؛ بر همين اساس برخي تلخيها، انحرافات و عملكرد دولتهاي خاتمي و هاشمي را فراموش كرده و چشمهاي خود را بر دستاوردهاي بزرگ و «پُر عزت» جريان اصولگرا بستهايم. شفافيت و يادآوري آن روزهاي پر تنش و پر آشوب، اين دستاوردهاي عزت بخش را برجسته ميسازد.
4 ـ دوم خرداد از حاشيه امن خارج ميشود:
دومخرداد اكنون توانسته با تخريب پرشدت دولت نهم و مجلس هفتم و هشتم اصولگرايان، افكار عمومي و نخبگان را از نقد گذشته بر اين نقطه متمركز نمايد و عملا خود را در حاشيه امن قرار دهد.
5 ـ ممانعت از ريزيش آراء و ائتلاف اصولگرايان با اين جريان
نقد دوم خرداد موجب خواهد شد تا عملكرد ناكارآمد، پرتنش، ساختارشكن، باندي و ... جبهه دوم خرداد بر همگان عيان شود و مانع از آن ميشود كه برخي كدورتها و اختلافات موجود، باعث ريزش عناصري از جريان اصولگرا و پيوستن آنان به جبهه دوم خرداد شود. اكنون برخي از اعضاي شاخص اصولگرا از همين طريق در دام رقبا افتاده و به روشني دم از پروژههايي چون دولت وحدت ملي ( يا ائتلاف برخي اصولگرايان با جبهه دوم خرداد) ميزنند.
6 ـجامعه و افكار عمومي براي پذيرش نقد علمي و مستدل آمادگي دارد:
نكته اي كه نبايد در اين ميان فراموش شود اين است كه به دليل رشد نهادهاي آكادميك و علمي كشور، اكنون زمينه نقد هر تفكر و انديشهاي به صورت علمي و مستدل فراهم شده است و اين فرصت مناسبي براي نقد جريان افراطي و منحرف دوم خرداد است.
7 ـ عدم نقد دوم خرداد به معناي تأئيد آن
به نظر ميرسد آنهايي كه از نقد دوم خرداد ابا دارند، عملا خواسته يا ناخواسته در ميدان رقيب بازي ميكنند و تأئيد عملكرد گذشته دوم خرداد را در اذهان حداقل نخبگان متبادر ميسازند.
ملاحظه: با توجه به در اختيار گرفتن نهادها و قواي مختلف مانند دولت، مجلس، شوراها و ... توسط اصولگرايان، زمينه نقد دومخرداديها توسط اصولگرايان نسبت به گذشته تضعيف شده و ميزان تأثيرگذاري آن در افكار عمومي كاهش يافته باشد؛ لذا بايد در ابزار نقد به ظرافتهاي افكار عمومي توجه نماييم.
د/ دستاورد اصولگرايان
در مقابل كارنامه پر از خطاي دوم خرداديها، گفتمان اصولگرايي به دليل ماهيت اسلامي، انقلابي و مردمي آن، به سرعت در ميان مردم انقلابي ايران جايگاه خود را پيدا كرد. هر چند در اين ميان نبايد از زحمات برخي نيروهاي انقلابي و دلسوز نظام به آساني گذشت اما واقعيت اين است كه برگهاي بنده گفتمان اصولگرايي در خود اين گفتمان نهفته است. از مهمترين ويژگيهاي گفتمان اصولگرايي، برخورداري از پايگاه و جايگاه اسلامي و ديني و فقدان تقيد فكري به مكاتب ليبرال سرمايهداري و ... است. گفتمان اصولگرايي توانست دستاوردهاي عظيمي در داخل كشور و در زمينههاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و ... و نيز در عرصههاي منطقهاي و بينالمللي به دست آورد. منسوبين اين جريان توانستهاند در ميان قلبهاي مردم مسلمان و آزدايخواه جهان جا باز كنند و امالقراي جهان اسلام را در ايران تثبيت نمايند. بر همين اساس تلاش داريم به بخشي از اين دستاوردهاي عظيم بپردازيم. موارد ذيل تنها «بخشي از دستاوردهاي عظيم اصولگرايان» است و رجاء واثق داريم با نگاه نقادانهي نخبگان، موراد ذيل تكميل و غني بخشيده شود:
1/ احياي گفتمان انقلاب اسلامي
با زمينه سازيهايي كه از سال 1368 دردستگاه اجرايي كشور صورت گرفت يك جريان سياسي بر اركان اجرايي (در سال 76) و تقنيني (در سال 78) حاكم شد كه گفتمان انقلاب را با رفتاري خزنده و شوم به چالش ميكشيد. به جاي اينكه اين تفكر بر اساس اختيارات گسترده، مشكلات مردم را حل كند، مشكلات مردم و جامعه را به نقص در گفتمان انقلاب اسلامي و حكومت باز ميگرداند. جريان اصولگرايي با درك صحيح اين استحاله تئوريك، اين گفتمان را تغيير داد. جريان اصولگرايي مسير را تغيير داد و فضاي عمومي كشور و جهان را متوجه اين گفتمان اصيل كرد. گويي فضاي ايثار و فداكاري و... ابتداي انقلاب و دهه 60 بر فضاي عمومي حاكم شده است چرا كه اين جريان موجب شد:
1/1 احيا سيره كلام و نام حضرت امام خميني (ره)
بسياري از مدعيان اصلاحطلبي به صراحت در سخنرانيهاي رسمي، كتب، مقالات و نشريات خود اظهار ميداشتند كه گفتمان امام(ره) بايد به موزهها سپرده شود. متاسفانه آنهايي كه ادعاي خط امام و گفتمان امام را داشتند در تمام آن سالها سكوت كرده بودند اما در دوران اصولگرايي سيره و روش امام سرلوحه برنامهها قرار گرفت.
2/1ـ احياء روحيه عدالتخواهي در مردم و مسؤولين
در مقطعي، مسؤلين اجرايي و تقنيني كشور هرگاه سخن و موضعي اتخاذ مي كردند، مواضعشان آميزهاي از سياستزدگي و جهتگيري خاصي بود. ليكن اكنون مسؤولي در دولت و اكثريت مجلس نيست كه سخن بگويد اما از عدالت و عدالتخواهي سخن بر زبان نياورد. رئيس جمهور و دولت نهم به درستي هدف والاي حكومت اسلامي را برقراري عدالت ميداند و همواره تلاش و همت خود را بر اين مقوله نهاده است. كار به گونهاي به پيش رفته كه اكنون مطالبه اول مردم، گروه هاي دانشجويي و نهادهاي مدني از دولت، مجلس و اركان حاكميت، عدالت است. در واقع اكنون گفتمان اصولگرايي به گفتمان مسلط تبديل شده است و اين در شرايطي است كه پيش از اين خرده گفتمانهاي وارداتي و يا بيپايه، چالشهاي جدي ايجاد كرده بود
3/1ـ احياي روحيه خدمتگزاري و ارتباط با مردم در مسؤولين و در نتيجه بالا بردن روحيه اعتماد عمومي نسبت به نظام و احياي ويژگي مردمي نظام
تزريق روحيه خدمتگزاري در مسؤلين از طريق ساز و كارهاي مردمي يكي از بهترين راههاي رشد و اعتلاي كشور است. اصولگرايان نشان دادند در اوج اقتدار سياسي و اقبال اجتماعي ميتوان صفات بارزي چون تواضع، عشق به مردم و خدمت براي آنان و پرهيز از فرادستي و نخوت را مورد توجه داشت و تمامي توان خود را براي انقلاب، اسلام، مردم و رهبري به كار گرفت.
در كارنامه سياه دوران موسوم به اصلاحات، افرادي گسست دولت و ملت را تبليغ ميكردند و مشروعيت- مقبوليت نظام را زير سوال ميبردند. بهانهگيري ميكردند و بهانه براي دشمنان ميساختند. تبليغ ميكردند كه مردم به دين، امام، شهدا و ارزشها، پشت كردهاند. ليكن با پيروزيهاي مستمر اصولگرايان، تمام اين تحليلهاي بي منطق و بي پايه، نقش بر آب شد.
پيش از دولت نهم به دليل افزايش شكاف بين مردم و مسؤلين، بي اعتمادي قابل توجهي در مردم نسبت به دولتمردان شكل گرفته بود. بي اعتمادي بعضاً موجب آسيبهايي به اركان حاكميت ميشد. فضاي اجرايي به گونهاي شكل گرفته بود كه مردم براي ملاقات با پايينترين سطوح مديران كشور مانند فرمانداران و مديران كل بايد هفتهها و بلكه ماهها در انتظار مي نشستند ليكن سازوكارهايي چون سفرهاي استاني، ملاقات چهرهبهچهره و ... اين نقيصه و آسيب جدي را به تدريج رفع كرده و بارقههاي اميد و اعتماد بالايي در مردم را به ارمغان آورده است.
4/1ـ احياي روحيه استكبار ستيزي
جريان اصولگرا به دليل ارزشهاي ذاتي خود، دشمني با استكبار و در رأس آن آمريكا و شبكه صهيونيسم جهاني را به صورت مستمر و دايمي در برابر دارد. در سالهايي در كشورمان شاهد حضور مسؤولاني در ساختار قدرت سياسي كشور بوديم كه در برابر تهديدات و خط و نشان كشيدن دشمنان از خود ضعف و زبوني نشان داده و همواره با تحليلهاي نادرست، ملت ايران و عنوان اسلامي را تهديدات كننده ارزيابي ميكردند. آنان با روحيه شاه سلطان حسيني ، بهترين راه را تغيير در رفتار جمهوري اسلامي كه خواست دشمن است ميدانستند.
ليكن اكنون دشمنشناسي و استكبارستيزي از مهمترين نشانههاي يك عنصر فعال و پوياي عرصه سياسي كشور شناخته ميشود. جاودانگي و استمرار اين انديشه بيش از هر چيزي مرهون سعي و تلاش افرادي چون دكتر احمدينژاد است كه اين مقوله مهم را درك كرده و تحت هدايت رهبر معظم انقلاب، شجاعانه بر اين مسير استقامت و شجاعت دارند.
در عين حال هژموني روحيه پايداري در داخل، موجب شده فرهنگ مقاومت، جهاني شود و معادلات دو قطبي يا تك قطبي و يكجانبهنگرانه، بر هم زده شود.در ادامه نيز جرات، جسارت و شجاعت در ملتها و دولتهاي آزاد تقويت شود كه در نهايت ابهت پوشالي غرب، استكبار و نظام سلطه شكسته شود.
5/1- احياء استقلالطلبي، عزت نفس، غيرت و شجاعت ملي
شايد بتوان واژه متضاد با اعتماد به نفس و استقلال را روحيه خودباختگي و يا كم بها دادن به امكانات و ارزشهاي خودي قلمداد نمود. ملتي داراي اعتماد به نفس است كه غرور ملي، غيرت و شجاعت ملي را حفظ نموده و خود را حقير و كوچك نشمرد.
واقعيت تاريخي اين است كه سر كوبهاي رواني گفتمان دومخرداد حتي مفهوم استقلال را نيز در رسانههاي خود زير سؤال ميبردند، به روحيه اعتماد ملي و غرور ايران آسيب زد. به طوري كه مسؤولين دستگاه اجرايي مخصوصاً در عرصههاي فني (صنعت نفت و ...) ايران را ناتوان از اداره اين امور ميپنداشتند.
ظهور و بروز اين خودباختگي بيش از همه در جريان مذاكرات هيأتهاي ديپلماسي ما با مسؤولين خارجي در سطوح مختلف در جريان پرونده هستهاي ظهور و بروز داشت كه حتي تعطيلي رشتههاي دانشگاهي مرتبط با فنآوري هستهاي نيز مورد پذيرش قرار گرفته بود. هنوز يادمان هست كه دخالتهاي خارجي به چه سطحي رسيده بود كه حتي در مورد برخي وزرا اظهار نظر ميكردند و يا در ماجراي 18 تير87،چگونه استكبار فضاي جولان يافت، چرخبالهاي كشورهاي همسايه و از جمله تركيه به حريم مرزهايمان تجاوز كردند و تحريكات قومي شدت بيشتري يافت.
يكي از شعارهاي دولت اصولگراي نهم كه به آن جامه عمل نيز پوشانده است، شعار «ما ميتوانيم» بود و در قالب اين شعار به درستي استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و عزت نفس ملي را ترجمه كرد.
6/1ـ احياء ارزش ديني و ملي
مردم در سالهاي حاكميت دومخرداد با اشك چشم و خون دل، اهانت و جسارت به ارزشهاي اسلامي را لمس كردند. جريان مدعي اصلاحطلبي در 8 سال حاكميت خود به فعاليتهاي سياسي ساختارشكن و ضدديني پرداخت كه در آن روزهاي تاريك، ترويج صريح سكولاريسم، ترويج اباحهگري و گسترش سفره تسامح و تساهل، اهانت به پيامبر، امام حسين(ع)، واقعه كربلا و ... تقابل اين جريان سياسي، با ارزشها را هويدا ميساخت. اصولگرايان با پيروزي در انتخابات سال 81 و در نهايت رياستجمهوري نهم و مجلس هفتم و هشتم اين جهتگيري در اركان حاكميت را عكس كردند و عملكرد درخشاني در هژموني گفتمان ارزشها و اصول انقلاب داشتند. در نتيجه امروزه فضا به گونهاي شده كه حتي نامزد افراطيون جبهه دومخرداد، خاتمي نيز مجبور شد براي رقابت در انتخابات آتي شعارهاي ارزشي سردهد و با حضور بر مزار شهدا از گفتمان ارزشي حاكم بر جامعه بهرهبرداري نمايد. معرفي آقاي ميرحسين موسوي از سوي جريان دوم خرداد نيز در همين راستا ارزيابي ميشود.
2/ احياي آزاديخواهي واقعي و به چالش كشاندن داعيههاي بي اساس ليبرل دموكراسي در جهان
آزاديخواهي و اعطاي آزاديهاي واقعي همواره مورد خواست اصولگرايان بوده است چرا كه باور دارند خداوند انسان را موجودي آزاد از تمامي قيودات و حصارهاي زاييده شده از مباني غير ديني و اصول معارض با منطق و وجدان بشري خوانده و خواسته است. و بر همين مبنا و تعريف از آزادي، اين جريان داعيههاي بياساس ليبرال سرمايه داري را مورد چالش قرار داد و ضعف ليبرال سرمايهداري و عدم صلاحيت مدعيان ليبرال سرمايهداري را به طور شفاف مورد توجه جهانيان قرار داد. حاكميت انحصار، استبداد سرمايه، دموكراسي و حقوق بشر از نوع قتل عام مردم مظلوم عراق، فلسطين، افغانستان و ... تضادهايي است كه اكنون به مددگفتان انقلاب اسلامي، مورد سؤال جدي افكار عمومي نخبگان دنيا قرار داد. اصلي ترين دستاورد غرب و نظام ليبرال سرمايهداري، مقوله «آزادي»، بيان ميشد و اين در حالي بود كه انقلاب اسلامي، اين ادعا را نيز مورد چالش قرار داد و تبيين نمود كه آزاديخواهي غربي مقولهاي دروغ و بي پايه است.
اصولگرايان با مواضع تبييني و عملكرد خود روشن ساختند كه در نفي آزادي بر اساس الگوي غربي از هيچ اقدام منطقي فروگذار نيستند. نفي آزادي بر اساس الگوي غربي، نفي بيبندوباري و اباحهگري، نفي تقليد كوركورانه، نفي از فرق سر تا نوك پا غربي شدن بود. اصولگرايان، اثبات آزادي را براي بالا بردن كرامت انساني ضروري دانسته و مي دانند.
3/ شكستن مدار و حصار تنگ، بسته، محدود و انحصاري مديريت و مديران كشور
در اواخر دوران رياست جمهوري آقايهاشمي، حجم بالايي از اخبار، تحليل، سخنراني و ... در سطح كشور ايجاد شد كه قانون اساسي تغيير و دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي تمديد شود. در بررسي مديران پيشين نيز مشاهده مي شود كه يك حلقه حداكثر 1000 نفرهاي در كشور وجود دارند كه هر دولتي با هر خط مشي و جهتگيري ميآيد آنها زمام امور را به دست ميگيرند. پيروزي دولت نهم و ورود چهرههاي جديد، جوان و انقلابي آن حلقه بسته و حصار تنگ مديريتي را شكست.
هر چند ممكن است اين شكستن مدار بسته، هزينههايي را نيز تحميل نمايد ليكن دستاورهاي آن بسيار بود. البته اين پديده صرفاً محدود به دستگاه اجرايي كشور نبود و بررسي فهرستهاي منتشره منتسب به نيروهاي انقلاب در انتخابات متعدد پيش از شوراي شهر دوم، نشان ميداد كه حدود 20 تا 25 نفر در تمام انتخابات پيشين در تمام ليستها حضور دارند ليكن با ساماندهي نيروهاي انقلاب، اين حلقه نيز در عرصههاي مختلف از جمله شوراهاي شهر و روستا، مجلس و ... شكسته شد و نيروهاي جديدي از اصولگرايان وارد صحنه شدند.
4/ به چالش كشاندن طبقه ممتاز و روحيه اشرافيگري و رفاه زدگي در مسؤولين
پيش از اين به دليل روابط نامناسب قدرت و ثروت، يك طبقه ممتاز در جامعه شكل گرفت كه با انتخابها، انتصابها، زرنگيهاو مشرف بودن بر مراكز ثروت دولتي و قدرت، به اموال عمومي دست درازي مي كردند و مرفهان بي دردي را تشكيل داده بودند كه مانع از هرگونه جريان منتقدي در جامعه ميشدند. ليكن اصولگرايان با ساماندهي بدنه اجتماع و تبيين فرمايشات رهبري، اين طبقه ممتاز و روحيه اشرافيگري مسوؤلين را به چالش كشاندند.
در مقطعي فرزندان برخي بزرگان و مسؤلين، تفريح خود را صرفاً سفر به اروپا، اقامت در برخي جزيرهها و ريخت و پاشهاي وسيع تعريف ميكردند. اصولگرايان اين روحيه را به وسيله خدمت شبانهروزي تغيير دادند به طوري كه در حال حاضر اكثر وزرا و مديران خود از طبقه محروم جامعه محسوب ميشوند.
5/ باز گرداندن چالش ناكارآمدي مديريت اجرايي كشور از نظام و روحانيت و پاسخگو نمودن كارشناسان و مسوؤلين مربوطه و مدعيان كارشناسي
پيش از اصولگرايان به دليل ناكارآمدي مسوولين، فرافكني از سوي آنها صورت مي گرفت. چالش اصلي افكار عمومي متوجه اصل نظام و روحانيت ميشد و اشكالات، نقص و آسيبهاي سيستم را متوجه اين دو (نظام و روحانيت) ميكردند. باطراحي كه از سوي اصولگرايان صورت گرفت چالش و بحث از حوزه نظري و اركان نظام و روحانيت به حوزه كارشناسان و دانشگاهيان آمد. سيستم كارشناسي كه در دستگاههايي چون سازمان مديريت و برنامهريزي و در دانشكدههاي اقتصاد و ... نشسته بود اكنون بايستي نسبت به ناكارآمدي سيستم پاسخگو باشد. كساني كه تمامي امكانات كشور را در مقطعي در اختيار داشتند و اكنون ژست منتقد به خود گرفتهاند مورد خطاب مردم و اصولگرايان قرار دارند كه شما مدعيان كارشناسي بايد به افكار عمومي پاسخ دهيد كه در آن دوران چرا براي ناكارآمدي خود تدبيري نينديشيديد و آن را متوجه نظام و روحانيت ميكرديد؟
6/ گردش نخبگان. جوانگرايي و به صحنه آوردن نسل دوم و سوم در عرصه مديريتي و كادرسازي براي آينده كشور
پافشاري اصولگرايان بر گردش نخبگان، جوانگرايي و به صحنه آوردن نسل دوم و سوم در واقع براي يك هدف ارزشمند است كه به طور خلاصه ميتوان آن را «كادر سازي براي آينده كشور» و ايجاد نسل جديد از مديران جوان، با انگيزه و كارآمد براي نظام معرفي نمود. متأسفانه ميانگين عمر مديريتي كشور در سطوح مختلف بسيار بالا بود و به جز مكانيسم انتخابات، اين مديران به هيچ مكانيسم ديگري براي تزريق انگيزهها و تفكرات جوان و جديد، تن نميدادند وحتي در اين مكانيسم هم حلقههاي بستهاي تشكيل داده بودند.
7/ آشكار شدن نارساييها در نظام ديوان سالاري كشور و توجه اصلي نظام به آنها
حضور اصولگرايان در عرصههاي اجرايي و تقنيني موجب شد نارساييها و اشكالات نهادينه شده در نظام ديوان سالاري كشور آشكار شده و تمامي اركان نظام توجه اصلي خود را به اين موارد معطوف كرده و از پرداختن به مسائل فرعي، سياسي و جنجالي خودداري كنند. اصولگرايان با كارامدي، موارد مهم و ضروري را در اين دوره روشن و شفاف ساختند مواردي چون:
1/7- نظام بانكي
2/7- نظام مالياتي
3/7- نظام آمار و اطلاعات پايهاي كشور
4/7- نظام سنگين و حجيم اداري
5/7- نظام نظارتي
6/7- نظام حسابداري و حسابرسي
7/7- نظام برنامهريزي
8/7- نظام پول ملي
9/7- نظام بهرهوري
10/7- نظام آموزش و پرورش
11/7- نظام آموزش عالي
12/7- نظام فرهنگي كشور
13/7- نظام نخبه پروري و روحيه تحقيق و پژوهش
14/7- نظام توليد علم
15/7- نظام و...
از جمله نارساييها و اشكالات نهادينه شده در نظام ديوان سالاري كشور است كه اصولگرايان تاكيد دارند بايستي تدبيري براي آنها انديشيد. بر همين اساس بود كه براي نظام بوروكراسي كهنه، قانون مديريت خدمات كشوري طراحي شد و يا براي نظام ناكارآمد اقتصاد دولتي، موضوع آزادسازي اقتصادي و عدالت اقتصادي در دستور كار قرار گرفت و با تصويب قانون اجراي سياستهاي كلي اصل 44، گامي اساسي در اين راه براي افزايش كارآمدي برداشته شد.
8/ شفافسازي و اهميت براي ظرفيتهاي اجتماعي و به حاشيه راندن عناصر و جرانات سياسي و مدعي
بعد از پايان دفاع مقدس و مخصوصاً از خرداد 76 تا اواسط 78، در دستگاه اجرايي و تصميمات اجتماعي، توجهي به اقشار و لايههاي مختلف اجتماعي صورت نميگرفت و به طور مشخص در عرصههاي سياسي، صرفاً احزاب و آن هم در اتاقهايي بسته، زمام تحولات را در دست داشتند. اصولگرايان به شفافسازي و تبيين نقش اقشار و ظرفيتهاي اجتماعي پرداختند و با حجم وسيع برنامهريزي و ساماندهي اين لايه عظيم، احزاب نيز در مقاطعي چون شوراها و مجلس هفتم به اين ظرفيتها تن دادند. البته اين به آن معنا نيست كه افراط و تفريط شود و نقش و جايگاه احزاب مورد بيتوجهي قرار گيرد. نخبگان، احزاب و لايهها و ظرفيتهاي اجتماعي ميتواند تحولات جدي را در عرصههاي مختلف كشور به وجود آورند آنگونه كه كه در چند سال گذشته شاهد آن بودهايم.
متأسفانه در انتخابات نهم رياست جمهوري برخي احزاب تصميم خود را براي حمايت از كانديداي خاصي گرفته و به خواست لايههاي اجتماعي توجهي نداشتند. آنها تلاش داشتند مناسبات گذشته و پيش از شوراي هماهنگي را مجدداً برقرار كنند كه همين موضوع موجب ضربه شديدي در افكار عمومي به آنها شد به طوري كه نامزد مورد نظر اين احزاب كمتر از 5/1ميليون رأي آورد.
9/ ايجاد روحيه و فرهنگ توانستن
گفتمان اصولگرايي، انسداد سياسي را شكست و ايران را به ملت ايران برگرداند. اين گفتمان باعث خودباوري، اعتماد به نفس ملي و احساس توانمندي شد و شعار «ما نميتوانيم» را به شعار «ما ميتوانيم» تبديل كرد. همين فرهنگ توانستن دستاوردهاي بسياري در عرصههاي فنآوريهاي نوين و علمي را موجب شده است.
جهشهاي علمي(كمي و كيفي) از پيشرفت در فنون هستهاي، نانو تكنولوژي، پزشكي، سلولهاي بنيادي، ماهواره، موشك و ... كه باعث فخر و مباهات هر ايراني و ثمره انقلاب اسلامي است و همه و همه از تأكيدات رهبر خردمند انقلاب و پيگيري هاي جريان اصولگرا است روح «ما ميتوانيم» را متجلي نمود.
10/ باز سازي فرهنگ شأن و منزلت، جايگاه مردم، محرومين و مستضعفين يعني«ولي نعمتان» و ايجاد فضايي براي طرح مطالبات حقه آنها در چارچوب نظام(فرصت) و نه عصيان عليه نظام(تهديد)
اكنون مردم احساس ميكنند زمام امور در دست آنهاست و با مكانيزم انتخابات، مكاتبه با مسؤولين و... ميتوانند در تصميم گيريها و تصميمسازي ها مشاركت داشته باشند. اكنون ديگر مردم، محرومين و مستضعفين به منزله ميهمان ناخوانده، غريبه، مهجور، بيگانه و ... تلقي نميشوند و جريان اصولگرا اين زمينه را فراهم كرده تا مردم و لايههاي محروم جامعه، جايگاه مناسب و مطلوب خود را در ظرف نظام اسلامي به درستي بيابند.
اين روحيه امام(ره) و رهبري است كه مردم و محرومين را ولي نعمت ميدانستند و اكنون نيز جريان اصولگرا بر اين باور است كه نبايد طرح مطالبات مردم را طرح مطالبات اپوزيسيون، تعبير كرده بلكه اين مطالبات و حل مشكلات آنها در واقع پويايي و رشد انقلاب اسلامي و گفتمان انقلاب، امام و رهبري خواهد بود.
11/ جابجايي قدرت در دو حوزه (نسلي و محتوايي) با كمترين هزينه
در انقلابهاي دنيا متعارف است كه نسل اوليهاي انقلابها محافظه كار ميشوند و سعي ميكنند قدرت را در اختيار خود نگه دارند. لذا نسل دوم براي رسيدن به قدرت مجبور به شورش و انقلاب مي شود و در اين ميان قتل عام وسيعي از طرفين به وجود مي آيد. اين همان فرآيند است كه برخي ادعا مي كنند «انقلابها فرزندان خود را ميخورند» و همين سيكل، بعضاً ادامه مييافت.
با ساماندهي مجدد نيروهاي انقلاب در ذيل گفتمان اصولگرايي، روندي از شوراي شهر دوم آغاز شد كه با پيروزي در انتخابات مجلس هفتم و رياستجمهوري نهم و... موجب شد نسل جديد و جواني از نيروهاي انقلاب وارد عرصههاي اجرايي، تقنيني و ... شوند بدون آنكه كمترين هزينهاي متوجه انقلاب شود.
در فرآيند جابجايي قدرت در حوزه محتوايي هم نكات قابل تأمل وجود دارد. در پيش از حاكميت گفتمان اصولگرايي، جرياني وارد اركان حاكميت شد كه با طراحي عمليات رواني، استفاده از امكانات حكومتي و ... تلاش كرد مسير انقلاب را تغيير داده و ريلگذاري به موازات مسير ولايت داشته باشد. اين جريان متأسفانه هزينههاي سنگيني را متوجه نظام كرد كه جلوه بارز آن در مجلس ششم، 18تير 78، روزنامههاي زنجبره اي و ... بود. ليكن با برنامهريزي، ساماندهي و طراحي اصولگرايان بدون كمترين خونريزي جابجايي قدرتي شكل گرفت كه نه تنها نسل دوم و سوم انقلاب وارد صحنه شد بلكه به لحاظ محتوايي تغيير كيفي را شاهد بوديم.
با گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي جامعه ايران نسل اول و دوم انقلاب را با افتخار و احترام مشايعت ميكند. نسلي كه افتخارآفرين دوران مبارزات ستم شاهي بوده و در شكلگيري و بنيانگذاري جمهوري اسلامي بر ويرانههاي سلطنت 2500 ساله نقش اصلي را داشته است. در 8 سال جنگ تحميلي شجاعانه و با اقتدار از مرزهاي جغرافيايي و عقيدتي دفاع كرد و در سازندگي، توسعه سياسي و عدالتخواهي نقشآفرين بوده است.
بيترديد آئين مشايعت و تجليل از اين نسل كه روانشناسان آنان را «نسل فرمانروا» مينامند، خود آموزهاي براي نسل آينده است . نسلي كه هماكنون جامعه ايراني به استقبال آن ميرود، نسل سوم و چهارم انقلاب است. نسل جوان، خلاق، آرمانگرا، متخصص و جوياي نام، نسلي كه بايد اعتبار و جايگاه و منزلت نسل فرمانروا را پاس بدارد و در عين حال مديريت كشور را بر پايه دانش و تخصص بر محور گفتمان عدالت و پيشرفت رقم بزند.
12/رسوا نمودن مثلث شوم قدرت، ثروت و رسانه
به دليل بسترهاي ديني جامعه ايران، گره خوردن جايگاه قدرت با مراكز كسب ثروت و رسانه باعث بروز تنش و التهاب در كشور شد. مثلث شوم قدرت، ثروت و رسانه در آن مقطع با طراحي عمليات رواني و سياسي و امنيتي كردن جامعه، التهاب را به جامعه تزريق كردند. متاسفانه رسانه ها به ابزاري در دست سياستمداران و صاحبان ثروت تقليل يافتند. ليكن اصولگرايان اين مثلث شوم را را رسوا و افشا كردند و مانع از آن شدند كه بيش از اين آرامش جامعه براي خدمتگذاري، كار و تلاش دچار آسيب و لطمه شود.
13- شاخص و تراز شدن انقلاب اسلامي براي دولتها و ملتها
گرچه زخمهاي ژرف حاصل از بي عدالتي و اهنت به ارزشها در گذشته كه متاسفانه بازتابهاي جهاني نيز داشت بسيار عميق تراز آن است كه در يك كوتاه التيام يابد اما بازخواني پرونده عملكرد اصولگرايان در اين محدوده نويدبخش شاخص و تراز شدن انقلاب اسلامي براي دولتها و ملتها است.
ه ـ چه بايد كرد؟
مروركارنامه دوم خرداديها در ضديت با مباني انقلاب و در مقابل دستاوردهاي اصولگرايان براي ايران اسلامي ، پاسخ دادن به سئوال چه بايد كرد را براي هر ذهن منصفي، آسان خواهد كرد. به نظر مي رسد، اهداف اصولگرايان در دهمين دوره انتخاب رياست جمهوري كه مشاركت گسترده مردمي، بسط گفتمان اصولگرايي و پيروزي نامزد واحد اصولگرايان است، نزديكترين پاسخ به سئوال چه بايد كرد، باشد. در ذيل به چرايي ضرورت اين اهداف مي پردازيم:
1- مشاركت گسترده مردم
در يك دستهبندي كلي دلايل و الزامات مشاركت گسترده مردم در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري را مي توان تحت عناوين زير برشمرد:
1/1 ـ تأكيدات مقام معظم رهبري :
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايرانبه عنوان سند ميثاق ملي، اداره كشور را با اتكاء به آراء عمومي و از طريق همهپرسي و انتخابات برشمرده است. از آنجا كه مردم در نظام جمهوري اسلامي ايران، اصليترين پايه اقتدار ملي جامعه محسوب ميشوند، بي گمان، به هر ميزان كه حضور مردم در انتخابات بيشتر باشد، توان بازدارندگي، تهديدزدايي و كارآمدي كشور ارتقاء مييابد.
حضرت آيتالله خامنهاي در اولين روزسال جديد در اجتماع عظيم زائران حرم رضوي و مردم مشهد در اين خصوص فرمودند: اولاً انتخابات در كشور ما يك حركت نمايشى نيست. پايهى نظام ما همين انتخابات است. يكى از پايهها، انتخابات است. مردمسالارى دينى با حرف نميشود؛ مردمسالارى دينى با شركت مردم، حضور مردم، ارادهى مردم، ارتباط فكرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات كشور صورت ميگيرد؛ اين هم جز با يك انتخابات صحيح و همگانى و مشاركت وسيع مردم ممكن نيست. اين مردمسالارى، عامل پايدارى ملت ايران است. اينكه شما توانستهايد در طول اين سى سال از نهيب ابرقدرتها نترسيد، اينكه ابرقدرتها هم غير از نهيب نتوانستند ضربهى اساسى به شما بزنند، اينكه جوانان كشور در ورود به ميدانهاى گوناگون اين شجاعت و اخلاص را نشان ميدهند، ناشى از مردمسالارى دينى است؛ اين را بايد خيلى قدر بدانيم. انتخابات سرمايهگذارى عظيم ملت ايران است؛ مثل اينكه شما سرمايهى سنگين و عظيمى را در بانك ميگذاريد، بانك با آن كار ميكند و شما از سودش استفاده ميكنيد؛ انتخابات يك چنين چيزى است. ملت ايران سرمايهگذارى عظيمى را ميكند، سپردهگذارى بزرگى را انجام ميدهد و سود آن را ميبرد. آراء يكايك شما مردم سهمى است از همان سرمايهگذارى و سپردهگذارى. هر رأيى كه شما در صندوق مىاندازيد، مثل اين است كه يك بخشى از پول آن سپرده را داريد تأمين ميكنيد. يك رأى هم اهميت دارد. هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ايران بيشتر در چشم مخالفان و دشمنانش ديده خواهد شد؛ براى ملت ايران حرمت بيشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنيا خوشحال ميشوند. عظمت ملت ايران را حضور مردم در انتخابات نشان ميدهد؛ انتخابات اين است. بنده همواره در درجهى اول در انتخابات سعيم بر اين است كه به مردم عرض كنم حضور شما در اين انتخابات مهم است. اين، تصديق و تأييد و مستحكم كردن نظام جمهورى اسلامى است. مسئله فقط يك مسئلهى سياسى و فردى و اخلاقىِ محض نيست؛ يك مسئلهى همهجانبه است. انتخابات با سرنوشت مردم سر و كار دارد؛ بخصوص انتخابات رياست جمهورى كه سپردن قوهى اجرائيهى كشور به دست يك نفر و يك مجموعه است كه كشور را براى مدت چند سال اداره كنند؛ اينقدر انتخابات اهميت دارد.
2/1ـ چالشهاي ايران در عرصه بينالملل:
كشور ايران هم اكنون در عرصه بين الملل با چالشهاي متعددي روبروست؛ پرونده هسته ايران، روي كار آمدن باراك اوباما و رفتارهاي دوگانه آمريكا، بغض و كينه صهيونيستها، اتهامات تكراري غرب به ايران و... برخي از چالشهاي فراروي ايران در عرصه بينالملل است كه حل آن نياز به تدبير و برنامهريزي دارد. حضور شكوهمند مردم در انتخابات ميتواند تهديدات موجود را براي ساليان دراز كاهش داده و بر قدرت چانه زني كشور از موضع اقتدار و دفاع از تماميت ارضي و حقوق حقه ملت در نظام بينالملل بيافزايد.
3/1 ـ مسائل و مشكلات داخلي:
به رغم خدمات و كارنامه درخشان نظام جمهوري اسلامي در آباداني، پيشرفت، محروميتزدايي، دستيابي به خودكفايي در پارهاي از محصولات استراتژيك، رشد و پيشرفت قابل ستايش در حوزه علوم، فنون و فنّاوري، كاهش واردات و افزايش صادرات غيرنفتي، توجه به زيرساختها و...، نميتوان برخي مشكلات و نارساييهاي موجود در كشور را كه ناشي از پيامدهاي منفي برخي سياستها و اقدامات دو دولت گذشته (سازندگي و اصلاحات) است و به رغم تلاشها هنوز پابرجاست را ناديده گرفت. حل اين چالشها و رفع نياز جامعه و مردم كه خواهان تحولخواهي، كارآمدي، حل مشكلات كشور، تأمين رفاه و امنيت، گسترش و نهادينه شدن گفتمان خدمت صادقانه و پيشرفت همه جانبه ايران اسلامي، صداقت در گفتار و سلامت در عمل مسؤولان، حفظ اعتدال و ميانهروي و پرهيز از غوغاسالاري و تنشزدايي هستند، بي گمان در گرو مشاركت حداكثري مردم و برگزاري انتخاباتي با شكوه است.
2- بسط گفتمان اصولگرايي
گفتمان اصولگرايي به بركت عنايت خاص حضرتحق و رهنمودهاي مقاممعظمرهبري و تلاش و كوشش و همدلي همه نيروهاي اصولگرا حاكم شد. اين گفتمان در ميان شدائد و در شرايط بحراني رشد يافت و فراگير شد و عليرغم فشارهاي نظام استكبار، كارشكنيهاي بينالمللي و توطئه بدخواهان و تخريب افراطيون، امروز شاهد پويايي و رشد بيش از پيش آن هستيم. اين گفتمان كارآمدي خود را در داخل و خارج كشور اثبات كرده، به نحوي كه تمام نامزدهاي انتخاباتي شركت كننده در نهمين انتخابات رياست جمهوري، حتي رقباي اصولگرايان هم براي جلبآراء تلاش دارند از ادبيات اين گفتمان كه برآمده از گفتمان انقلاب اسلامي است استفاده كنند. مردم امروزه در پرتو ايمان و بصيرت و تعهد به اسلام و به مدد گفتمان اصولگرايي، افراطي گري را پس مي زنند و هر نوع بازگشت به گفتمانهاي نادرست افراطيون ساختارشگن را بازگشت از نوع ارتجاع و انحراف از مسير اصلي انقلاب مي دانند. اين دستاورد كمي نيست؛ به همين دليل هم تداوم، گسترش و توسعه گفتمان اصولگرايي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر همه فرض و لازم است.
3-پيروزي نامزد واحد اصولگرايان
وحدت و همدلي اصولگرايان كليد پيروزي آنها در چند انتخابات گذشته است. اين بار و در آستانه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري نيز با توجه به حساسيت شرايط و فعاليت گسترده عمليات رواني جريان خارجي و داخلي وابسته به استكبار و بدخواهان و افراطيون، يقينا وحدت و همدلي اصولگرايان يك ضرورت است. در حال حاضر، طيفهاي مختلف و اضلاع سه گانه اصولگرا، از بين نامزدهاي موجود دكتر محمود احمدي نژاد را به عنوان نامزد انتخاباتي خود معرفي كرده اند.
و- چرا احمدي نژاد؟
بر اساس مباحث گفته شده در يك مقايسه اجمالي از عملكرد دو جريان اصولگرا و دوم خرداد روشن مي شود كه حاكميت تفكر اصولگرايي، زمينه تقويت و توسعه گفتمان انقلاب اسلامي را فراهم و كشور را از موضع انفعال خارج كرده و كار و تلاش و حل مشكلات اصلي مردم با رويكرد پيشرفت و عدالت، مهمترين دغدغه مسئولين در دولت، مجلس و ساير نهادها شده است. با اين اوصاف استمرار حاكميت اصولگرايان در اركان نظام و بويژه قوه مجريه، يك ضرورت براي تقويت گفتمان انقلاب اسلامي است. بيشك انتخاب مردم در انتخاب دهمين دوره رياست جمهوري، تفكر اصولگرايي است؛ حال سوالي كه مطرح ميشود، اين است كه گزينه مناسب در بين اصولگرايان چه كسي است؟
جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي به عنوان اولين تشكل اصولگراي حامي احمدي نژاد، براي تداوم جريان اصيل و خدمتگذار انقلاب اسلامي و با توجه به رويكرد دولت نهم و مقبوليت مردمي رئيس جمهور محبوب، كوشيده است در تحليل هاي سياسي، سخنراني ها و نطق پيش از دستور دبيركل خود پاره اي از دلايل اين انتخاب را تبيين نمايد. اهم دلايل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي در اين زمينه به شرح زير است:
1- امتيازهاي دولت نهم
دولت نهم واجد امتيازاتي در زمينه رويكردها، عملكردها و ويژگي هاي شخصي جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد است كه يقينا تدوام آن در دوره بعد، به نفع نظام و انقلاب و تحقق بخش بسياري از آرمانهاي امام(ره) و فرامين مقام معظم رهبري خواهد بود. چنانچه تا كنون نيز اين گونه بوده است.
1/1- رويكردهاي دولت نهم
دولت نهم احيا كننده شعارهاي اصلي انقلاب است. اين دولت با تلاش و پركاري و رويكردهاي اساسي چون عدالتخواهي، ولايتمداري، استكبارستيزي، مردمگرايي، مستضعفنوازي كارآمدي، گرايش به طبقات محروم و پرهيز از اسراف و زندگي اشرافي، مشاركت عموم مردم در تصميمگيريها، توجه به ارزشها و اصول روحيه خدمتگزاري و … را به متن تصميم گيري تصميمسازان آورد.
رويكرد كلان سياسي و اجتماعي و فرهنگي،دولت نهم با استراتژي و راهبرد انجام سفرهاي مستمر دولت به استانها و تمامي شهرستانهاي كشور، به منظور برقراري رابطه دولت با مردم و از بين بردن شكاف بين دولت و مردم،آشنايي با مشكلات و دغدغههاي مردم،پيگيري و تسريع در حل مشكلات مردم و اجراي طرحها و پروژهها و... تجلي پيدا كرده است.
برخي از رويكردها به اين شرح است:
1/1/1- گفتمان خدمت و فرهنگ خدمت رساني: از رويكردهاي مورد تاكيد و پيگير مجموعه دولت، برنامه ريزي جهت افزايش كيفي و كمي فرهنگ خدمات رساني به مردم بوده است. در اين دوره تلاش گرديده در اين راستا با دوري از منازعات بدون حاصل سياسي و حزبي، جهت پايدار نمودن آرامش سياسي در جامعه زمينه تسلط فضاي كار و خدمت را فراهم نمايد. افزايش قابل توجه ساعات فعاليت بدنه مديريتي دولت،برنامه ريزي جهت دخيل شدن بدنه كارشناسي استاني و ملي دستگاهها در فرآيند تصميم گيريها، انجام منظم سفرهاي منطقهاي وزراء و معاونين رئيس جمهور و ديگر همكاران آنها بعلاوه سفرهاي منظم پايان هفته هيات وزيران هر دو هفته يكبار موجب شد فضاي عمومي جامعه و همچنين ساختار دولت به جاي فضاي ملتهب و غير كاري فضاي آكنده زا روحيه كار و تلاش و فرهنگ خدمت باشد.
1/1/2- مردم محوري: دولت نهم اين افتخار را براي خود محفوظ ميداند كه در برنامهريزيهاي خود هرگز به دنبال ترجيح منافع گروهها، دستهها و اقشار خاص و ويژه به منافع عامه مردم نبوده و «مردم محوري» را به عنوان آموزهاي ديني و اعتقادي سرلوحه خدمات خود قرار داده است. دولت در اين راه با نامهربانيهاي متعددي نيز روبرو گشته است. اما بر اين اعتقاد راسخ باور دارد كه آثار مبارك اين رويكرد در تصحيح برخي جهت گيريهاي پيشين اجرايي و نزديك تر كردن رابطه «دولت ملت» در تداوم عزت مندي نظام ظهور و بروز مناسبي را پيدا خواهد نمود.
مبناي «مردم محوري» موجب شده است مجموعه دولت با غنيمت شمردن فرصت كوتاه تصدي اجرايي خود نسبت به برنامه ريزي جهت بردن دولت به اقصي نقاط كشور با اولويت مناطق محروم و كمتر برخوردار اقدام نمايد. دولت نهم در اين سفرها كه از آغازين ماههاي استقرار دولت آبان ماه 1384 آغاز شده است، موفق شدهاند در تمامي سفرهاي دورهاي استاني خود تشكيل جلسات هماهنگي متعدد و هزاران ساعت كار كارشناسي و تصميم سازي با حضور مسئولين و كارشناسان استاني و دستگاههاي اجرايي و سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور جلساتي نيز با حضور نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي از استانهاي مورد سفر با مردم شريف شهرستانهاي مختلف كشور با همراهي جدي و فعال نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي ديدار نموده و از نزديك با مشكلات آنان آشنا شوند.
1/1/3- عدالت محوري: عدالت محوري در همه عرصههاي حوزه فعاليت دولت از جمله هدايت منابع بانكي به مناطق محروم در جهت ايجاد عدالت اجتماعي و اقتصادي، كاهش نرخ سود بانكهاي دولتي و خصوصي، بر قراري تناسب در توزيع اعتبارات و تسهيلات كشور، افزايش حقوق كاركنان دولت، معلمان و بازنشستگان، توجه به اقشار محروم تحت پوشش كميته امداد، اجراي طرح بيمههاي روستايي، كاهش نرخ تورم، واگذاري سهام عدالت،حمايت از بخش خصوصي، سرمايه گذاري توليد و كارآفريني، اجراي اصل 44 با رويكرد واگذاريها با اقشار مردم و نه صاحبان نفوذ، توزيع عادلانه منابع و ثروت در بين همه اقشار جامعه و مناطق، برخورد با رانت خواران اقتصادي و نظارت به منظور پيشگيري از سوء استفادههاي احتمالي، تلاش انكارناپذيري داشته است.
1/1/4- عرصه سياست خارجي: سياست خارجي نيز ابتكار عمل و ديپلماسي قوي و موثر رياست محترم جمهور باعث همگرايي بسيار از كشورها در مقابل زورگوييهاي استكبار جهاني و عقب نشيني تدريجي آنان در عرصه روابط بينالمللي شده و موج گستردهاي از اسلام خواهي و عدالت طلبي را در سطح جهان بويژه كشورهاي اسلامي در پي داشته است. از نظر اين دولت، استكبار، آفت بشريت است و ستيز، با اين روحيه و دفاع از حقوق مردم مظلوم از ارزشهاي اساسي نظام اسلامي است كه پس از سياست منفعل دولت دوم خرداد، در دولت احمدينژاد عليرغم هزينههاي سنگيني كه دولت تحمل كرد، در دستور كار قرار گرفت. تكميل چرخه سوخت هستهاي، انفعال آمريكا، تقويت نهضتهاي ضداستكباري در لبنان وغزه، تقويت آرمان فلسطين، تقويت مبارزات مردم عراق و افغانستان وارتقاء جايگاه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران در منطقه و جهان و محبوبيت احمدي نژاد در بين ملل اسلامي، به چالش كشاندن حسن نيت قدرت هاي بزرگ در حوزه خلع سلاح هستهاي فراگير، افزايش عزت و استقلال ملي، ايجاد فضاي اتحاد وانسجام ملي از دستاوردهاي اين موضع بود.
مقاومت و ايستادگي دولت نهم در حراست از حقوق مسلم مردم ايران براي استفاده صلح آميز از فنآوري هستهاي هم در داخل و هم در خارج از كشور نيز با استقبال و واكنش بسيار مثبت ملتها همراه بوده است. در ماجراي هستهاي، دولت با كمك ديگر مجموعههاي نظام بالاخص مجلس شوراي اسلامي موفق گرديد مجموعه اقداماتي كه آخرين روزهاي دولت گذشته براي راهاندازي مراكز هستهاي به تعويق افتاده بود را گسترش داده و در كنار فعال نمودن تعاملات ديپلماتيك و افزايش رايزنيها در سطوح منطقهاي و جهاني، با قدرت به استيفاي حقوق هستهاي ملت، بازگشايي مراكز هستهاي تعطيل شده در كشور،تكميل و تثبيت چرخه سوخت هستهاي و راهاندازي بخشهاي جديد در اين حوزه بپردازند. اتخاذ رويكردهاي فعال در عرصه ديپلماسي با باور به ضرورت «تامين عزت ملي» از ديگر گزينههاي انتخاب شده در سال ابتدايي دولت نهم بود. مكاتبه با روساي جمهور كشورهاي بزرگ جهان، طراحي و بيان ايدههايي چون «گفتوگوهاي حقوق بشري با غرب»، «خدشه به باورهاي بي پايه مجموعه استكباري جهان چون لوكوهاست»، فعال تر نمودن سطح مناسبات با كشورهاي آفريقايي و آمريكاي لاتين و بسياري از كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد و تشكيل ستاد كشورهاي توسعهاي جهت هماهنگي دستگاهها به همين منظور،از ديگر تلاشهاي صورت گرفته در اين راستا ميباشد.
از جمله اثرات موفقيت آميز اين رويكرد «پررنگ نمودن الگو محوري جمهوري اسلامي در جهان اسلام» بود. رويكرد عزتمند دولت نهم در عرصه خارجي موجب گرديد مجدداً آموزههاي حضرت امام راحل (ره) به عنوان آموزههاي قابل تحقق در خارج نمودن ملل مسلمان از زير يوغ استكبار مطرح گردد. اين رويكرد نه تنها زمينه حفظ آرمانها را فراهم نمود بلكه موجب افزايش سطح تعاملات ديپلماتيك رئيس جمهور و دستگاهها و افزايش سرمايه گذاري و صادرات گرديد.
1/1/5- امنيت داخلي: رويكرد جدي به مسئوله تقويت امنيت و اقتدار ملي در سايه حمايت جدي از سيستم ارتقاء توان دفاعي _ موشكي، سبب ايجاد اميد ونشاط در نيروهاي متدين، حضور نيروهاي متعهد به انقلاب اسلامي در بدنه دولت و نهادهاي فرهنگي، توسعه وگسترش مديريت مردم و تقويت بسيج مردم حافظ اصلي انقلاب اسلامي شد. اين امر محبوبيت احمدي نژاد را افزايش داد و دشمني و تخريب عليه احمدي نژاد توسط نظام استكبار را تشديد كرد. جنگ رواني و رسانهاي و تخريب عليه احمدينژاد در تاريخ انقلاب اسلامي بيسابقه بوده است. اين موضوع حكايت از دشمني نظام استكبار با مشي و روحيه احمدي نژاد دارد.
2- عملكرد 4 ساله
دفاع از عملكرد احمدي نژاد فقط بخاطر رويكردها و جهت گيري هاي آن نيست، دولت احمدي نژاد در عرصه هاي انساني، علمي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي،هسته اي، دفاعي،موشك و ماهواره و بهداشت و درمان نيز گام هاي بزرگي برداشته است. ارتقاي ايران اسلامي با 15 رده صعود به رتبه 84 توسعه انساني در جهان در دولت نهم، افزايش صادرات غير نفتي به سالانه 25 ميليارد دلار، كاهش نرخ سود بانكي براي حمايت از مردم و توليد از اين جمله است.
دستاوردهاي عظيم نظام اسلامي و بويژه دولت نهم در به دست آوردن چرخه كامل سوخت هستهاي، ورود به عرصه نانوتكنولوژي، توليد گوسفند و موشهاي شبيه سازي شده، درمان بيماران نخاعي، قلبي، كبدي، عروقي و چشمي با استفاده از سلولهاي بنيادي، داروي كنترل ايدز و سرطان، داروي زخم ديابت، دارويسرطان پوست، آزمايش نهايي بيش از 30 داروي درمان كننده بيماريهاي صعب العلاج، ساخت ماهواره، ساخت موشك ماهوارهبر، ساخت موشكهاي دوربرد، زيردريايي، موشكهاي كروز، جنگندههاي پيشرفته و صدها دستاورد ديگر، جز در سايه تدابير و اهتمام مستمر رهبر معظم انقلاب اسلامي و پايبندي دولت نهم به پيشرفت و عدالت به دست نيآمده است.
مسيري كه پس از انقلاب اسلامي آغاز شد و با آمد و رفت دولتها، خلليدر زاويه حركت علمي كشور به وجود نيامد. در طي اين ميسر بود كه پلههاي پيشرفت و تعالي را يكي پس از ديگري پشت سر گذاشتيم و هم اينك به كشور اول منطقه در نرخ توليد علم، رتبه 12رياضيجهاني، 13كامپيوتر، 17مكانيك، 18شيمي، 26نانو دنيا دست يافتهايم. در 7 شاخه علمي رتبه اول منطقه را داريم و در هر سه سال، ميزان توليد علم در كشور دو برابرشود. فقط براي تقريب به ذهن، در رشته نانوتكنولوژي كه سرعت پيشرفت متخصصان ايراني اعجاب كارشناسان خارجي را برانگيخته است، بايد متذكر شويم كه قطر اتمهاي نانو مورد استفاده در آزمايشگاهها و محصولات توليد شده از نانو، يك هشت هزارم قطر موي انسان است .
2/1- محققان ايراني در دولت نهم با ارائه 17 هزار و 88 مستند علمي، از لحاظ «تعداد كل توليدات علمي نمايه شده»، با شش پله صعود نسبت به سال 2007 در جايگاه «بيست و چهارم» جهان و از لحاظ «تعداد مقالات علمي نمايه شده» در جايگاه «بيست و سوم» جهان قرار گرفته اند. قبل از انقلاب اسلامي از سال 42 تا 57 تنها 841 مورد اختراع ثبت شده بود كه در فاصله زماني 57 تا 83 تعداد اختراعات ثبت شده به 4640 مورد رسيده است و از سال 84 تاكنون نيز حدود 200000 اختراع ثبت شده است.
2/2- در آستانة جشن عظيم ملت ايران به مناسبت سيامين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، ماهوارة ملي اميد با فرمان دكتر احمدي نژاد رياست محترم جمهوري با موفقيت به فضا پرتاب شد ودر مدار قرارگرفت. ماهوارة ملي اميد به وسيله ماهواره بر سفير 2 كه به صورت كاملاً بومي در كشور طراحي و ساخته شده است، درمدار زمين قرار گرفت. اين ماهواره از نوع ماهواره سبك بود و با هدف برقراري ارتباطات متقابل ماهواره و ايستگاه زميني، تعيين مشخصات مداري و تلة متري مشخصات زيرسامانهها در مدار زمين قرار داده شده است، ماهوارة اميد هر 24 ساعت 15 بار به دور زمين ميچرخيد و در هر دور، دو بار به وسيلة ايستگاههاي زميني دورسنجي و بردسنجي كنترل و هدايت ميشد.
2/3- افتتاح بزرگترين مجتمع توليد فرآوردههاي دارويي نوتركيب در كشوراز ديگر اتفاقات محقق شده در دولت نهم مي باشد. در اينمجتمع، واكسن هپاتيت بي، داروي بيمارانام. اس، داروي بيماران مبتلا به كمخوني و داروهايبازكننده لختههاي خون و رفع انسداد قلبي توليد ميشود. در دنياي پزشكي از اين داروها به عنوان «محصولات استراتژيك» نام ميبرند و در حال حاضردر منطقه خاورميانه، ايران تنها كشوري است كه به اين فناوري استراتژيك دستيافته است.
دستيابي به دانش توليد داروهاي گرانقيمت و حياتي نيز از سياستهاي مهم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در راستاي خودكفايي، جلوگيري از كمبودهاي مقطعي، ممانعت از صرف يارانه بسيار و خروج ارز از كشور ميباشد . دستيابي ايران به روش نويندرمان سلولي بيماران نخاعي در دولت نهم از ديگر پيشرفت ها است.در اين روش بيماران ضايعات نخاعي با تزريق سلولهايعصبي كه در محيط آزمايشگاه كشت شدهاند، توان برخاستن و حركت را به دست ميآورند. در حال حاضر ايران به همراه سه كشور ديگر، از اين فناوري و دانش پزشكي برخوردارشده اند.
در سال 56 از نظر شاخصهاي بهداشتي، درماني جزء 30 كشور آخر دنيا بوديم اما امروز با وجود بيش از 190 كشور در دنيا جزء 30 كشور برتر دنيا از نظر شاخصهاي بهداشتي درماني هستيم و رتبه ما بين20 تا 30 كشور برتر است.
طي 3 سال گذشته شاهد رشد چشمگير خدمات و شاخصهاي بهداشتي ودرماني در كشور هستيم، تعداد آزمايشگاههاي كشور در سال 83 حدود 4100 مركز بود كه امروز به 4600 مركز افزايش يافته است، مراكز توانبخشي نيز از 2100 مركز در سال 83 امروز به 2700 مركز در كشور افزايش يافته است.
طي 41 ماه منتهي به بهمن هشتاد و هفت 71 بيمارستان جديد در كشور به بهرهبرداري رسيد، تعداد پايگاههاي اورژانس كشور از 600 پايگاه به 1700پايگاه افزايش يافت،1800آمبولانس جديد به ناوگان اورژانس كشور اضافه شد و تا چند ماه آينده 800 آمبولانس جديد ديگر نيز به مجموعه وزارت بهداشت اضافه ميشود.
يكي ديگر از دستاوردهاي وزارت بهداشت طي 3 سال گذشته، ايجاد مراكز درماني در مناطق محروم است، به اين ترتيب كه مصوب شده است براي شهرهاي زير 50 هزار نفر كه فاقد مركز درماني هستند، يك مركز درماني 10 تخته مجهز به سيستم ويدئو كنفرانس قوي ايجاد شود كه براي اين كار 42 شهر شناسايي و تعريف شد و پروژه ساخت اين مراكز آغاز شده كه به تدريج به بهره برداري ميرسند.
اخيراً سازمان جهاني بهداشت، گزارش خود را از وضعيت بهداشت، سلامت و متوسط عمر در 193 كشور جهان، از جمله ايران منتشر كرد. در ايران، متوسط عمر مردها 68 سال و متوسط عمر زنها 73 سال است.
2/4- فراتر رفتن توليد محصولات كشاورزي از صدميليون و 200 هزار تن، توليد 15 ميليون تن گندم، توليد 9/15 ميليون تن محصولات باغي و توليد ده ميليون و 700 هزار تن محصولات دامي از ديگرعملكردهاي دولت نهم است كه باهمت و تلاش كشاورزان زحمتكش به وقوع پيوستهاست.
ضريب خودكفايي محصولات كشاورزي در ابتداي برنامه چهارم توسعه كشور ۸۲ درصد بود. اين ميزان هم اكنون به بيش از ۹۵ درصد افزايش يافته است.
2/5- ميزان ظرفيت توليد فولاد از 9 ميليون تن در سال 83 به 15 ميليون تن در سال 1387 رسيده كه اين رقم مبين رشد 66 درصدي ظرفيت توليد فولاد در دولت نهم است
ظرفيت توليد سيمان كه طى 30 سال گذشته 8 برابر شده و از 8 ميليون تن در سال 1357 به 64 ميليون تن افزايش يافته است كشور را از واردات اين كالاى اساسى بينياز كرده و اكنون ايران نيز با غرور به جمع كشورهاى خودكفا در صنعت سيمان رسيده است.
2/5- در سالهاى 1386-1384 با اجراى پروژههاى بهبود وتوسعه پالايشگاهي، مجموع توليد پنج فرآورده اصلى نفتي به ترتيب معادل 2/226 ، 7/230 و 3/229 ميليون ليتر در روز بوده كه نسبت به ارقام برنامه سند بخشى به ترتيب به ميزان 48/98 ، 8/97 و 3/101 درصد تحقق يافته است.
پيش از انقلاب تنها 5 شهر با جمعيتي حدود 500 هزار نفر گازدار بودهاند كه در حال حاضر 10.5 ميليون انشعاب با 14 ميليون خانوار تحت پوشش از اين نعمت برخوردارند. به عبارت ديگر 660 شهر و 6هزار و 500 روستا در حال حاضر گازدار هستند.
از سال 1374 تاكنون همواره در زمستان با قطعي گاز در كشور و قطع صادرات به تركيه مواجه بوديم كه در سال 87 اين دو مورد به طور كامل منتفي شدند. بر اين اساس در سال مذكور ده ميليارد متر مكعب گاز بيش از سال ماقبل آن به شبكه سراسري تزريق شد. در حال حاضر نيز ذخيره سوخت نيروگاهها 1.6 ميليون ليتر نسبت به سال گذشته افزايش داشته است.
به منظور پاسخگويي به تقاضاى روزافزون مصرف گاز طبيعي غني، توليد اين حامل مهم انرژي، در دوره سه ساله اول برنامه چهارم توسعه، از روند صعودى برخوردار بوده و در سال 1386 نسبت به سال قبل از آن حدود 8/41 ميليون مترمكعب در روز افزايش داشته است.
با وجود همه فشارها و تحريمها، 5 فاز پارس جنوبي در سال 1387 به بهره بردارى كامل رسيد. در حالي كه تا سال 1383، تعداد 5 فاز پارس جنوبي به بهرهبرداري رسيده بود، در طول سال 87 و بر خلاف تشديد تحريمها عليه صنعت نفت كشورمان، 5 فاز ديگر اين حوزه به بهرهبرداري كامل رسيد.
فازهاي 6، 7 و 8 پارس جنوبي پاييزسال 87 به بهرهبرداري رسيد و 2 فاز 9 و 10 نيز دهه فجر افتتاح شد.
بهرهبرداري از 5 فاز پارس جنوبي در سال جاري، بر خلاف پيشبيني نهادهاي غربي و با وجود تشديد فشارها و تحريمها عليه صنعت نفت كشورمان در سالهاي اخير حاصل شده است.
انقلاب اسلامي در صنعت پتروشيمي توليدات 5/4 ميليون تن را كه در گذشته بود به 35 ميليون تن رسانده و در بخش تصفيه فرآوردهها 800 هزار بشكه را به 1 ميليون و 700 هزار بشكه افزايش دادهاست. با اتمام طرحهاي نيمهتمام، ظرفيت توليد محصولات پتروشيمي به 47 ميليون تن رسيد كه از ابتداي سال 87 تا كنون، توليد 19 ميليون تن از اين ظرفيت محقق شده است.
ارزش محصولات توليد شده پتروشيمي تا كنون 3/8 ميليارد دلار برآورد شده و از اين ميزان توليدات 7 ميليون و 400 هزار تن آن به ارزش 5 ميليارد و 890 ميليون دلار، صادرات شده است.
پيشبيني ميشود با بهرهبرداري از چند طرح در دست اجراي صنعت پتروشيمي، توليد اين محصولات تا پايان سال به 25 ميليون تن برسد.
ظرفيت نصب شده توليد محصولات پتروشيمي در سال گذشته 32 ميليون تن، توليد بيش از 23 ميليون تن و محصول قابل فروش 15 ميليون تن بوده است.
صادرات محصولات پتروشيمي و فروش بينمجتمعي نيز به ترتيب بيش از ۹ميليون تن و 6 ميليون تن برآورد شده است.
طبق اهداف كمي صنعت پتروشيمي در افق برنامه پنجم توسعه پيشبيني شده است كه ميزان توليد محصولات پتروشيمي به ۲۰ ميليارد دلار در سال برسد، در حالي كه هماكنون ايران 25 درصد محصولات پتروشيمي منطقه خاورميانه و 93/1 درصد محصولات پتروشيمي جهان را توليد ميكند.
دولت نهم توانسته است ظرف مدت 6 ماه صدور و توزيع 10ميليون كارت هوشمند سوخت رااجرايي كند كه اين اقدام، پيش نياز اساسي براي سهميهبندي بنزين و كاهش مصرف انرژي در كشور بود.
در دولتهاي آقاي خاتمي و هاشمي رفسنجاني، همواره يكي ازچالشهاي اساسي اقتصاد ايران، افزايش بيرويه مصرف انرژي و خصوصاً بنزين بود اما گاماساسي در اجراي برنامههاي 5 ساله و بودجههاي سنواتي براي كاهش مصرف برداشته نشد وهر سال شاهد افزايش 10 درصدي در مصرف بنزين بوديم. كارت هوشمند اين امكان را فراهم كرد كه از سال گذشته براي اولين بار شاهد كاهش مصرف بنزين باشيم؛ افتخاري كه دولتهايگذشته از آن برخوردار نبودند.
2/6- قبل از انقلاب 224 كيلومتر آزادراه در كشور وجود داشت كه اكنون به 7 هزار و 556 كيلومتر رسيده است كه 40 درصد در دولت نهم انجام شد و راههاي روستايي آسفالته قبل از پيروزي انقلاب 200 كيلومتر بود و در دوران بعد از انقلاب تا قبل از دولت نهم 49 هزار كيلومتر راه آسفالته روستايي احداث شد و در دولت نهم 72 هزار و 200 كيلومتر راه روستايي به بهربرداري رسيد. دولت نهم در طول دوران خدمت خود در بخش راههاي روستايي بيش از ۱۵سال گذشته كار كرده است.
در حال حاضر 6100 كيلومتر شبكه اصلي و با بيش از 2000 كيلومتر شبكه فرعي راهآهن در كشور وجود دارد و اين در حالي است كه با تلاش خدمتگذاران نظام جمهوري اسلامي، كار تكميل 9 هزار كيلومتر ديگر نيز در شبكه ريلي در دست انجام ميباشد. ميزان احداث خطوط راه آهن در كشور طي چهار سال فعاليت دولت نهم نسبت به مدت مشابه دولت هشتم بيش از 80درصد افزايش يافت.
تعداد كل ناوگان هوايي مسافري، از 24 فروند در سال 57، با 100 مورد افزايش، به يكصد و 24 فروند در سال 87 رسيده است و تعداد كل ناوگان هوايي باري، از يك فروند در سال 57، با 4 مورد افزايش، به 5 فروند در سال 87 رسيده است و تعداد كل صندلي ناوگان هوايي، از 4 هزار و 169 صندلي در سال 57، با 18 هزار و 964 مورد افزايش، به 23 هزار و 133صندلي در سال 87 رسيده است.
2/7- توليد مسكن در دولت نهم به 5/1 ميليون واحد در سال رسيده است. در گذشته سالانه 500 هزار واحد مسكوني در كشور ساخته ميشد .
2/8- در دو سال اول فعاليت دولت احمدينژاد 20 ميليون تلفن واگذار شده است. در ابتداي انقلاب 850 هزار تلفن در كشور وجود داشت. اين رقم تا دولت نهم به 25 ميليون تلفن ثابت و همراه رسيد و امروز اين عدد به 45 ميليون و نيم رسيد كه بيش از 20 ميليون واگذاري تلفن در 2 سال گذشته انجام شده است.
متوسط زمان انتظار براي دريافت تلفن در سه سال آخر دولت قبل، 12 ماه بود. در دولت نهم اين زمان به كمتر از دو هفته رسيده و ظرفيت ارسال پيامك از 2 ميليون در ابتداي دولت نهم هم اكنون به 40 ميليون رسيده است.
2/9- قدرت اسمي نيروگاههاي كشور در سال 1357 بالغ بر 7 هزار و 24 مگاوات بود كه اين قدرت در سال 67 به 13 هزار و 681 مگاوات، در سال 73 به 20 هزار و 413 مگاوات، در سال 78 به 25 هزار و 205 مگاوات در سال 83 به 37 هزار و 300 مگاوات و در سال 85 به 45 هزار و 111 مگاوات رسيد.
تعداد مشتركين برق نيز از 3 ميليون و 399 هزار مشترك برق در سال 57 با 7/6 برابر رشد در سال 85 به 20 ميليون و 560 هزار مشترك رسيد.
متوسط مصرف مشتركين برق در سال 57 مورد 4 هزار و 162 كيلووات ساعت بود كه با 9/1 برابر رشد در سال 85 به 7 هزار و 33 كيلووات ساعت رسيد.
تعداد روستاهاي برقدار كشور در سال 57 حدود 4 هزار و 367 روستا بود كه اين تعداد در سال 85 با 48 هزار و 692 روستا افزايش به 53 هزار و 59 روستا رسيد.
در صنعت آب و برق به مرز خودكفايي كامل رسيدهايم. در طراحي، احداث و بهره برداري، ديگر از شركتهاي خارجي استفاده نميكنيم و همه اين بخشها به دست كارشناسان داخلي انجام ميشود. اكنون در مرزي هستيم كه صنعت سد سازي و تكنولوژي آن را به خارج از كشور صادر ميكنيم.
2/11- جمعيت تحت پوشش شبكه توزيع آب شهري از 2.46 ميليون نفر (پوشش جمعيتي 2.98 درصد) در تير 84 به 4.47 ميليون نفر (پوشش جمعيت 4.98 درصد) در تير 86 رسيد. تعداد شهرهاي تحت پوشش از 865 شهر به 891 شهر و تعداد انشعابات آب از 7.9 ميليون رشته 84 به 12.10 ميليون رشته در تيرماه 86 رسيده است.
2/12- در مدت 41 ماهه برنامه چهارم توسعه (سالهاي 1384 تا پنج ماهه نخست 1387)، 9/46 ميليارد دلار صادرات غيرنفتي انجام شده كه 141 درصد از برنامة هدف گذاري را تشكيل مي دهد. اين در حالي است كه در برنامههاي اول و دوم و سوم، هيچگاه عملكرد واقعي از اهداف تعيين شده فراتر نرفته است.
2/13- درسال 1386 ايران به 166 كشور حدود 3511 قلم كالا برحسب تعرفه صادر كرده است كه سهم اصلي متعلق به كالاهاي صنعتي ميباشد.
در حال حاضر حدود 7400 صادر كننده در بانك اطلاعات صادركنندگان ثبت گرديده اند. صادرات خدمات به حدود 2/9 ميليارد دلار در سال 1386 رسيده است كه صادرات خدمات فني و مهندسي از جمله اجزاي مهم آن و از دستاوردهاي قابل توجه در زمينه صادرات غير نفتي ميباشد.
در سال 1381 حدود 44 درصد واردات كشورمان كالاهاي واسطه اي، 4/43 درصد سرمايهاي و حدود 13 درصد مصرفي بوده است. در سال 1385 حدود 9/67 درصد واردات كشورمان واسطه اي، 7/17 درصد سرمايه اي و 5/14 درصد مصرفي بوده كه نسبت به سال1381 بهبود يافته است .
2/14- دولت نهم در سال84 معادل 2 ميليون و 557 هزار شغلجديد و در سال 85 برابر با 2 ميليون و 754 هزار شغل ايجاد كرده است. نرخ پيشبينيشدهبيكاري در برنامه چهارم در سال 84 معادل 8/11 درصد و در سال 85 برابر 11 درصد بوده استكه در عمل به ترتيب 5/11 و 6/11 درصد تحقق يافته است.
كاهش بحرانها و شكايتهايكارگري و كارفرمايي، توجه ويژه به بنگاههاي زودبازده، تعديل نرخ بيكاري بين استانها، تهيه واجراي طرح اشتغال مجدد مقرري بگيران بيمه بيكاري، طرح اصلاح قراردادهاي موقت كار، متمركز نمودن سياستهاي اشتغال در وزارت كار كه قبلاً در سازمان مديريت متمركز بود، افزايش تعامل با كشورها و نهادهاي بينالمللي براي استفاده از فرصتهاي اشتغال آن كشورهاو بالاخره، بهبود فضاي كسب و كار، برخي از اقدامات دولت بوده است. اين اقدامات باعث گرديدهرشد نرخ بيكاري متوقف شود.
2/15- در فاصله سالهاي 84 تا 86 با صرف اعتبار 5 هزار و 310 ميليارد ريال حدود 3 هزار و 301 پروژه به بهرهبرداري رسيده و بيش از 2 هزار و 80روستا با جمعيتي بالغ بر يك ميليون و 487 هزار و 450 نفر از مزاياي پروژههاي اجرايي بهرهمند شدهاند.
در طول فعاليت دولت نهم يك هزار و 185 پروژه آبرساني روستايي براي بهرهمندي 690 هزار نفر از اهالي يك هزار و 244 روستا به اجرا درآمده و با اجراي يك هزار و 197 پروژه راهسازي شامل 2 هزار و 655 كيلومتر راه شوسه جديد و آسفالت 3 هزار و 850 كيلومتر راه مشكل تردد و راه مواصلاتي 760 هزار نفر از جمعيت روستايي كشور رفع گرديده است.
2/16- در دوره دولت نهم با ساخت 527 ساختمان آموزشي به ويژه مدارس شبانه روزي (در سطوح مختلف شامل يك هزار و 644 كلاس آموزش روزانه، 12 واحد آموزش شبانه روزي) گامهاي مهمي براي افزايش سطح سواد و آگاهي جمعيت روستايي برداشته شده است.
392 پروژه بهسازي و ساماندهي محيط روستا، براي سهولت زندگي ساكنين روستاها و به وجود آوردن محيطي سالم براي آنها اجرا شده است.
2/17- طي فقط 3سال فعاليت دولت نهم تمامي شاخصهاي توسعه مناطق عشايري ارتقاي چشمگيري پيدا كردند. تاكنون براي 91 درصد از جمعيت 218 هزار نفري عشاير كشور راههاي مواصلاتي و دسترسيهاي محلي احداث شده كه 26 درصد آن در طول فعاليت دولت نهم رخ داده است. همچنين براي 47 درصد از عشاير راه با رويه شني احداث شده كه 27 درصد آن در 3سال اخير بوده و 19 درصد عشاير هم از نعمت راه با رويه آسفالت برخوردار شدهاند كه تقريبا اكثر آن در 3سال اخير احداث شده است.
2/18- پس از تشكيل صندوق مهر رضا (ع) در سال 84 تعداد 6792 فقره تسهيلات به مبلغ 654/249 ميليون ريال و در سال 85 تعداد 32579 فقره تسهيلات به مبلغ 1،491،485ميليون ريال و در سال 86 تعداد 46835 فقره تسهيلات به مبلغ 2،543،941ميليون ريال جهت ايجاد اشتغال جوانان پرداخت شده است.
2/19- پس از طرح تعاوني مسكن مهر تا آذر ماه سال 86 تعداد 3350000 نفر جهت استفاده از تسهيلات در اين تعاوني ثبت نام كرده اند كه تا شهريور ماه 87، 1050000در قالب 4789 تعاوني پس از عقد تفاهم نامه زمين دريافت كرده اند و قرارداد 59464 واحد مسكوني امضا شده است.
2/20- ورزش كشور از ابتداي شكلگيري تا شهريور سال 1384، در مجموع داراي تعداد 3762 مكان ورزشي در كشور بوده و از سال 1357 تا 1384 نيز 1755 مكان ورزشي با متوسط سالانه 65 مكان به اتمام رسيده است، اين درحالي است كه طي دو سال و هشت ماه اول دولت نهم، بالغ بر 2634 پروژه با ميانگين سالانة 990 مكان ورزشي به مرحلة بهره برداري رسيده كه رشد 15 برابري را نسبت به گذشته نشان ميدهد.
تختهاي گردشگري ايجاد شده در طول سه ساله دولت نهم بيش از تختهاي ايجاد شده تا سال 1356 است.
2/21- تا سال 1356، 83 هزار و 259 تخت در مراكز اقامتي كشور موجود بودهاست كه اين تعداد از سال 1357 تا سال 1356 به 138 هزار و 479 تخت رسيدهاست. اما در طول سه ساله دولت نهم 99 هزار و 795 تخت به ظرفيت مراكز اقامتي كشور افزوده شده است. تعداد اتاقهاي مراكز اقامتي كشور نيز تا سال 1356، 34 هزار و 831 هزار بودهاست كه اين رقم تا سال 1386 به 57 هزار و 932 اتاق رسيده است. تعداد اتاقهاي ايجاد شده در مراكز اقامتي كشور در طول فعاليت سه ساله دولت نهم نيز 31 هزار و 316 مورد بوده است.
تعداد اتاقهاي مراكز اقامتي كشور در حال حاضر 66 هزار و 477 اتاق و تعداد تختهاي مراكز اقامتي كشور 159 هزار و 316 تخت است.
2/22- رشد توليد ناخالص داخلي جمهوري اسلامي در سال 1386 با احتساب نفت 9/6 درصد و بدون نفت 6/7 درصد بوده است. ميزان توليد ناخالص داخلي به قيمت جاري در سال 1386 برابر 2623177 ميليارد ريال، تشكيل سرمايه ثابت ناخالص 683850 ميليارد ريال، هزينههاي مصرفي بخش خصوصي 1195294 ميليارد ريال و هزينههاي مصرفي بخش دولتي 296794 ميليارد ريال بوده است.
2/23- نرخ تورم بر اساس عملكرد 12 ماهه منتهي به خردادماه 1387 معادل 7/20 درصد بوده است. طي اين سال درآمدهاي دولت 70024 ميليارد ريال، پرداختهاي هزينههاي (جاري) 5/108087 ميليارد ريال و واگذاري داراييهاي سرمايهاي 9/54669 ميليارد ريال و تملك داراييهاي سرمايهاي (عمراني) بالغ بر 21782 ميليارد ريال و كسري كه از عملياتي و سرمايهاي 11112 ميليارد ريال بوده است.
2/24- تراز حساب جاري كشور 695/12 ميليارد ريال، تراز بازرگاني 5/14 ميليارد ريال، صادرات كالا 7/29 ميليارد ريال، واردات كالا (فوب) 2/15 ميليارد دلار و كل بدهيهاي خارجي ايران 2/26 ميليارد دلار بوده است. شاخص ميزان صادرات نفت و گاز ايران كه در سال 83 برابر 3/36 ميليارد دلار بود در سالهاي 84، 85 و 86 به ترتيب به 8/53 ميليارد دلار، 62 ميليارد دلار و 7/81 ميليارد دلار افزايش يافت.
2/25- ارزش صادرات غيرنفتي كشور نيز از 5/7 ميليارد دلار در سال 83 به 5/10 ميليارد دلار در سال 84 و 14 ميليارد دلار در سال 85 و 6/15 ميليارد دلار در سال 86 افزايش يافت و سال 87از مرز 20 ميليارد دلار فراتر رفته است.
2/26- واردات كالاي كشور طي سالهاي 83، 84 85 و 86 به ترتيب 8/43، 3/64، 76 و 4/97 ميليارد دلار بوده است.
2/27- ميزان تسهيلات اعطايي بر اساس طرحهاي مصوب طي سالهاي 83، 84، 85 و 86 به ترتيب 2/2، 4/2، 2/2، 5/3 ميليارد دلار بوده است.
2/28- حجم نقدينگي كشور طي سالهاي 83، 84، 85، 86 به ترتيب از رشدي برابر 2/30، 3/34، 4/39 و 7/27 درصد برخوردار بود. اين رشد در سه ماهه اول 87 در ماههاي فروردين، ارديبهشت و خرداد به ترتيب به 25، 8/22، 21 درصد تقليل يافته است. حجم نقدينگي كشور در پايان سال 1386 معادل 1640293 ميليارد ريال و در خردادماه 1387، 1622933 ميليارد ريال بوده است.
2/29- منابع ورودي حساب ذخيره ارزي كه از سال 1379 تشكيل شد از حدود 6 ميليارد دلار در سالهاي 81 و 82 به 5/10 ميليارد دلار در سال 83 و 2/13 ميليارد دلار در سال 84 افزايش يافت. منابع ورودي در سال 85 به 22 ميليارد دلار افزايش يافت.
ميزان رشد توليد ناخالص داخلي طي دوره 1375 - 1368 معادل 4 درصد و طي دوره 1383 -1376 معادل 4 درصد بوده است. و سالهاي84 و 85 به ترتيب 4/5 و 3/5 درصد بوده است.
2/30- ميزان رشد سرمايهگذاري طي دوره 75-68 معادل 5/5 درصد و طي دوره 83-76 به 7 درصدافزايش يافت. رشد سرمايهگذاري در دولت دكتر احمدينژاد افزايش بيشتري پيدا كرد و طيسالهاي 83 و 84 به ترتيب به 8/5 و 1/8 درصد رسيد.
2/31- ميزان صادرات نفت و گاز طي دوره 75-68 معادل سالانه 8/15 ميليارد دلار و طي دوره83-76 به متوسط سالانه 7/21 ميليارد دلار رسيد. اين رقم به 9/61 ميليارد دلار افزايش يافت.
2/32- توليد ناخالص داخلي از 398 هزار و 234 ميليارد ريال در سال 1383 به 477 هزار و 683 ميليارد ريال در سال 1386 رسيد كه اين رقم مبين رشد 20 درصدي توليد ناخالص داخلي طي سه سال اول فعاليت دولت نهم نسبت به عملكرد دولت هشتم است.
2/33- نسبت ماليات به توليد ناخالص داخلي از شش درصد در سال 1386 به 3/7 درصد در سال 1386 رسيد. همچنين نسبت ماليات به هزينههاي جاري در سال 1386نسبت به سال 1383 به بيش از 9 درصد افزايش يافت. نسبت درآمدهاي مالياتي به كل درآمدهاي دولت نيز با پنج درصد رشد از 26 درصد در سال 1383 به 31 درصد در سال 1386 افزايش يافت.
2/34- افزايش طرحهاي عمراني، به ويژه در مناطق محروم از ويژگيهاي لوايح بودجه دولت نهم بوده است به طوري كه سهم اعتبارات عمراني در بودجه عمومي دولت با سه درصد رشد از 29 درصد در سال 1383 به 32 درصد در سال 1386 رسيد.
2/35- رشد سرمايهگذاري خارجي در هر كشور بر اثر بهبود شاخصهايي همچون امنيت سرمايهگذاري، ثبات در تصميمگيريهاي كلان اقتصادي و ريسك اقتصادي به وجود ميآيد. سرمايهگذاري خارجي در سال 1386 نسبت به آخرين سال دولت هشتم يعني سال 1383 رشد 5/4 برابري داشته و از دو هزار و 702 ميليون دلار به 12 هزار و 89 ميليون دلار رسيده كه نشاندهنده بهبود شاخصهاي ياد شده است.
2/36- سرمايهگذاري خارجي وارد شده به كشور نيز در سال 1383 در حدود 308 ميليون دلار بوده كه اين رقم با دو برابر افزايش به 684 ميليون دلار در سال 1386رسيده است.
2/37- از سال 1370 تا 1383 تعداد 272 شركت واگذار شد در حالي كه دولت نهم فقط طي سالهاي 1384 تا هفت ماهه اول سال 1387 توانسته است 325 شركت را واگذار كند.
كل ميزان واگذاريهاي انجام شده طي سالهاي 1370 تا 1383 فقط 2700 ميليارد تومان بوده در حالي كه در فاصله 1384 تا هفت ماهه اول 1387 ميزان واگذاريها 37 هزار ميليارد تومان بوده است. از 37 هزار ميليارد تومان سهام واگذار شده طي سالهاي 1383 تا هفت ماهه اول سال جاري 8 هزار و 300 ميليارد تومان به بخش خصوصي واگذار شده است. حجم سهام واگذار شده به بخش سهام عدالت نيز 21 هزار و 600 ميليارد تومان بوده است كه با احتساب ارقام واگذار شده كل واگذاريهاي سه سال و نيم اخير به 37 هزار ميليارد تومان ميرسد.
واگذاريها از زمان ابلاغ سياستهاي كلي اصل 44 شتاب بيشتري گرفت به نحوي كه در سال 1384 حجم واگذاريها به بخش خصوصي 764 ميليارد ريال بود، اين در حالي است كه اين رقم در سال 85 به 3 هزار و 655 ميليارد ريال و در سال 86 به 45 هزار و123 ميليارد ريال و در هفت ماهه اول سال 87 به بيش از 34 هزار ميليارد ريال افزايش يافته است كه نشانگر ميزان اثرگذاري ابلاغيه سياستهاي كلي اصل 44 است.
جمهوري اسلامي با تكيه بر نيروهايمؤمن و جوان خود، سياست مقاومت در برابر تحريمها را در پيش گرفت و كوشش كرد تا با تكيهبر تواناييهاي داخلي، از به زانو در آمدن كشور در برابر تحريمها جلوگيري كند. اين مقاومتدليرانه باعث شد در هر زمينهاي كه دشمن به سياست تحريم روي آورد، ايران اسلامي با تحملبرخي سختيها و مشكلات رفته - رفته به خودكفايي و خوداتكايي دست يابد. بنابراين در ارزيابي كارنامه دولت نهم، نميتوان از حوزه عملكردهاي آن به سادگي گذشت. اين دولت زماني ميتواند به يك دولت اسلامي و الگو تبديل شود كه ضمن حفظ رويكردها و ارزشهاي اسلامي اش، در حوزه عملكردها هم كارنامه درخشاني از خود برجاي گذارد.
3 ـ ويژگيهاي شخصيتي دكتر احمدينژاد:
جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي بر پايه شناخت، آگاهي و اطمينان از روحيات شخصي، زندگي، سوابق، خدمات، تجارب مديريتي، دانش و تخصص و صلاحيتهاي عمومي دكتر محمود احمدينژاد را بهترين گزينه براي رياست جمهوري ميداند كه براي اطلاع و آگاهي بيشتر به پارهاي از اين خصوصيات اشاره ميكنيم؛
3/1 - اگر نگوييم دكتر احمدينژاد بي نظيرترين ، بايد بگوييم از كم نظيرترين مديران در عرصه تلاش و خدمت به مردم است و در اين راه از هيچ مجاهدتي دريغ نمي كند.
3/2 ـ وي از بخشداري و فرمانداري در مناطق غرب كشور در اوايل انقلاب آغاز كرده است، 2 سال استاندار نمونه كشور بوده است و تجربه شهرداري تهران را دارد و اكنون 4 سال تجربه اجرايي در عرصه رياست جمهوري را دارد.
3/3 ـ وي اولين رئيس ستاد ائتلاف آبادگران ايران اسلامي در انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا در اسفند 81 بود كه به خوبي آن را مديريت نمود.
3/4 ـ اعضاي شوراي اسلامي شهر تهران يك ليست 65 نفره را بررسي كردند و به دكتر احمدي نژاد رسيدند و با رأي بسيار قاطعي به ايشان براي تصدي مسؤوليت اداره شهر تهران رأي دادند. ايشان در مراسم معارفه خود گفت: «من يك معلم بسيجي هستم و به آن افتخار ميكنم.»
3/5 ـ ايشان از روز اول خدمت در شهرداري تهران و سپس رياست جمهوري هيچگونه حقوقي دريافت نكرده است و گذراندن زندگي خود را از طريق استادي دانشگاه و عضو هيأت علمي ميگذراند.
3/6 ـ 27 سال بود كه در محله قديمي نارمك واقع در خيابان تهراننو سكونت داشت. منزلي كه شهردار قبلي در آن زندگي ميكرد متعلق به شهرداري بود و در بهترين منطقه تهران قرار داشت و بعدها براي فروش بيش از 16.5 ميليارد تومان قيمت گذاري شده است.وي در تمام دوران شهرداري همچنان از خودروي شخصي خود استفاده مي كرد در حالي كه شهردار قبل از او 7 خودرو شهرداري را زير پاي خود و اعضاي خانواده اش انداخته بود. دكتر احمدي نژاد اين مشي را در دوران رياست جمهوري هم ادامه داد. وي اكنون در نهاد رياست جمهوري در منزلي محقري ساكن است كه پيش از اين مربوط به استراحت محافظان بوده است.
3/7 ـ دكتر احمدينژاد در طول سه سال و نيم خدمت در عرصه اجرايي 54 سفر استاني با فاصله زماني متوسط 19 روز در طي 42 ماه 1310 جلسه هماهنگي براي تهيه پيش نويس مصوبات(50 هزار نفر ساعت) وجلسات هيئت دولت 57 جلسه(تهران 4 جلسه 28 هزار نفر ساعت) داشته است كه همين رويه را در گذشته در شهرداري داشت. وي يكسال و نيم خدمت در شهرداري 3 بار به مناطق 22 گانه شهر تهران براي ملاقات با مردم حضور رسمي و يك روزه داشته است. اين ملاقاتها از ساعت 6:30 لغايت 22 ادامه داشت. در طول اين مدت تنها براي يك بار كه به شدت بيمار و بستري بوده است اين ملاقات برگزار نشده است و شما اين را مقايسه كنيد با كار شهردار سابق كه براي يك بار سركشي از شهرداري شهرري با هليكوپتر به آنجا رفته است كه بالغ بر 10 ميليون تومان هزينه بر بيتالمال تحميل نموده است.
3/8 ـ ايشان هر روز قبل از اذان صبح در سر كار حضور پيدا مي كند و تا پاسي بعد از نيمه شب وظايفش را پيگيري ميكند. وي بارها به دليل تلاش بالا دچار ضعف بدني شدند.
3/9 ـ يكي از بزرگان نظام كه نگران سلامتي ايشان بودند، به ايشان در مورد مراقبت از سلامتي خود توجه دادند، اين مسئله مرا ياد نامهاي كه پيرزني به شهيد رجايي نوشته بود انداخت كه وي نوشته بود: «آقاي رجايي! قربان آن شكل ماهت بروم كه اينقدر خستهاي! پسرم چرا اينقدر كار ميكني؟»
3/10ـ مردم از ساده زيستي و روحيه حزب اللهي رييس جمهور لذت ميبرند. اين مهم در دولت احمدي نژاد و بويژه شخص رئيس جمهور مشهود است. ارتباط صميمي با مردم، پيگيري مشكلات مردم به طوريكه مردم احساس مي كنند احمدي نژاد ازجنس مردم است، ابراز احساسات مردم در سفرهاي استاني و اميد ونشاط به توانايي احمدي نژاد براي حل مشكلات از مصاديق اين مطلب است. اين در شرايطي است كه پيش از او تجمل گرايي در ميان مديران به عنوان "كلاس كار" شيوع پيدا كرده بود.
3/11ـ دكتر احمدينژاد از مديران برخاسته از متن مردم است كه با مشكلات آنها عجين است. ايشان براي گذران زندگي و رفع برخي مراحل مانند ازدواج فرزندان از وام استفاده مي كند كه چندي پيش يك وام 2 ميليون توماني گرفته بود كه قسط آن عقب افتاده و نتوانسته بود سروقت بپردازد.
3/12 ـ در گذشته وزيران، رييس ... و حتي پايين ترين رده هاي مديريتي جهت دريافت حق ماموريتهاي كلان براي سفرهاي خارجي دست و پا مي زدند و هنوز از پرواز نيامده بودند پائين، دلار مأموريتش را ميگرفتند. و متاسفانه عايدي هم براي كشور نداشت ليكن اكنون نه تنها وي تاكنون ريالي از اين جهت دريافت نكرده بلكه عزت و سربلندي را هم براي اين مرز و بوم به ارمغان آورده است.
3/13 ـ كارهاي بزرگي كه در اين سه سال ايشان در توجه به مسايل ديني انجام داده، بسيار زياد است. مساجد و حسينيهها، هيأت و تكاياي مذهبي، حوزههاي علميه، تشكلهاي مردمي واقعاً در اثر توجه رييس جمهور، حزب الله و بسيجي احياء شدند.
3/14 ـ تحول خواهي و كارآمدي نظام يك هدف اساسي است و براي تحقق آن، نيروهاي انقلاب كه در اين سالها در حاكميت نبودهاند، بايد وارد صحنه شوند. اگر ميخواهيم به معناي واقعي ايران براي ايرانيان باشد و طعم شيرين حكومت ديني و دولت اسلامي به مردم چشانده شود، بدون ترديد با رياست جمهوري دكتر احمدينژاد، اين هدف مقدور و ميسور است.
3/15 ـ به فرموده مقام معظم رهبري، رئيس جمهور بايد با نشاط و دنبال انجام كار مردم باشد، بطور واقعي جلوي فقر و فساد را بگيرد و عدالتخواه باشد و ما ميگوئيم آقاي احمدينژاد كسي است كه در اين راه گامهاي بزرگي برداشته و ميتواند اين آرزو را محقق كند.
3/17 ـ دكتر احمدينژاد از عزم و اراده قاطعي براي مبارزه با مفاسد برخوردار است.
3/18 ـ رياست جمهوري جايي بوده كه برخي از رجال مملكت براي خودشان سهمي داشتهاند اما دكتر احمدينژاد در تبعيت از مولاي متقيان علي (ع) اعلام كرد كه اينجا غنيمت نيست كه هر كس خود را در آن ذيسهم بداند. رياست جمهوري متعلق به مردم است و ما هم امانتدار مردم هستيم. احمدينژاد نماد اصولگرايي، تابلوي برجستهاي از خدمت بي منت به جامعه، براي مردم و با مردم بودن و اعتلاي نظام جمهوري اسلامي است.
3/19- برخلاف حتي برخي مدعيان اصولگرايي، احمدينژاد هيچ خجالتي در دفاع از ارزشها و آرمانهاي امام()، رهبر معظم انقلاب، شهدا و مردم ندارد. او از پايه هاي اعتقادي مستحكمي نسبت به ارزشهاي انقلاب اسلامي، ديدگاه امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري و تلاش براي بيان و تبيين آنها در داخل و خارج، برخوردار است و همين ويژگي شخصي او باعث شده تا گفتمان اصلي اين دولت منطبق بر شعار وگفتمان امام (ره) وانقلاب است.
3/20- وي فردي شجاع باجسارت و پر از اطمينان قلب به انقلاب و رهبري است و از اطمينان نفس بالايي در عرصه اجرايي و برخورد با دشمنان خارجي برخوردار است. روحيه شجاعت و جرأت احمدينژاد براي حل مشكلات و شكستن ساختارها و موانع بوروكراسي فينفسه كار با ارزشي است. جرات در مقابله با فسادي كه او ايجاد كرده، امروز فضاي سلامت اداري را در نظام اداري حاكم كرده است.
3/21- احمدي نژاد به دليل ويژگي هاي شخصي و پايه هاي معرفتي خود، در طول 4 سال گذشته، مانع اصلي جلوگيري ازنفوذ غربگرايي در بدنه مديران و مجموعه انقلاب و ايجاد كننده موج شكستن انحصارهاي مديريتي، نقد نظريههاي ليبرالي، گردش نخبگان در بدنه مديريتي كشور است.
4- امتيازات و بايستههاي دولت نهم از ديدگاه مقام معظم رهبري
از زمان روي كارآمدن دولت نهم، نقدونظرهاي فراوان و پر التهابي در مورد تصميمگيريها و عملكرد آن بوجود آمده است كه سياسي بودن مشخصه اصلي بيشتر آنهاست. بنابراين شايد نتوان قضاوت صحيحي در مورد ميزان موفقيتها و ناكاميهاي دولت نهم داشت. در اين ميان توجه به بيانات رهبر معظم انقلاب در مورد دولت احمدينژاد، امتيازات و بايستههاي اين دولت ملاك داوري مطمئني محسوب ميشود.
4-1- رمز حمايت خاص مقام معظم رهبري از دولت نهم
براساس آنچه رهبر معظم انقلاب ميفرمايند، ايشان نسبت به همه دولتها رويكرد حمايتگونه داشتهاند؛ اما همانگونه كه معظمله در فروردين ۱۳۸۶ در حرم شريف رضوي فرمودند ايشان از دولت احمدينژاد به طور خاص حمايت ميكنند. رهبر معظم انقلاب در ديدار خود با اعضاي هيات دولت بار ديگر حمايت خاص خود را از دولت نهم ابراز داشته و تصريح فرمودند: «قدرداني از دولت به علت برخورداري از خصوصيات ممتازي است كه در منطق اسلامي، معيار واقعي تشخّص و شرافت محسوب مي شود».تبيين بيانات مقام معظم رهبري علت اين نوع حمايت را روشن ميكند:
4-1-1- مهمترين علت اينكه دولت احمدينژاد« هم در قول و شعار و هم در عمل، نشان مي دهد كه به اصول انقلاب و ارزشهاي انقلاب پايبند است» (۴/۶/۸۶) رهبر معظم انقلاب اين نوع پايبندي دولت را پديدهاي معجزهآسا و بينظير براي انقلاب تعريف ميكنند؛ چرا كه دولت احمدينژاد همان اصول و مباني را برنامه عمل خود قرار داده كه در اول انقلاب اعلام شده بود.(۴/۶/۸۶) اهميت اين مسأله از آنجاست كه وقتي سران قواي سهگانه در قول و فعل پايبندي به اصول انقلاب را نشان دهند سبب زنده ماندن اين اصول در سطح جامع ميشود. معظم له در ديدار اخير خود ، بار ديگر بر همين معيار تاكيد نموده، فرمودند: « زنده كردن و بازسازي برخي خصوصيات جوهري انقلاب و منطق امام ـ و مقابله با كساني كه مي خواستند اين ارزشها و مفاهيم اساسي را منسوخ كنند از خصوصيات بسيار برجسته اين دولت است.» (۲/۶/۸۷)
4-1-2- دولت احمدينژاد سعي دارد برنامههاي خود را براساس مهمترين اصل اسلامي يعني عدالت تنظيم كند. فارغ از ميزان موفقيت دولت در اين راه، «نفس رويكرد دولت به عدالت بسيار با ارزش است.» مقام معظم رهبري ضمن بيان اين مطلب خطاب به هيأت دولت ميفرمايند.« وقتي عدالت رو آمد و به عنوان يك معيار و شاخص اصلي مورد توجه قرار گرفت، به طور قهري در برنامهها هم خواهد آمد.»(۴/۶/۸۶) معظم له در ديدار اخير نيز از رويكرد عدالت خواهي دولت تجليل نموده فرمودند:« عدالتخواهي حقيقي و استكبار ستيزي از جمله شعارهاي انقلابي دولت است و هر كس كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب متصور مي داند، قدردان اين ويژگي است.» (۲/۶/۸۷)
4-1-3- تلاش و جديت فراوان اعضاي هيأت دولت و پركاري آنها موضوع ديگري است كه رهبر معظم انقلاب از آن حمايت زيادي دارند و در بيانات مختلف از آن به عنوان يك ويژگي با ارزش دولت نهم ياد نمودهاند. معظم له در سخنراني اخير نيز كابينه نهم را دولت كار و اقدام خوانده، فرمودند:« انرژي، تحرك، نشاط كار و جديت در خدمت به مردم، ويژگي بسيار با ارزش و مستمر دولت است كه پس از سه سال همچنان برجسته است و سفرهاي استاني يكي از نمودهاي آن بشمار مي رود.» (۲/۶/۸۷)
4-1-4- مردمي بودن دولت نهم، ويژگي ديگر آن از منظر رهبر معظم انقلاب بوده، در اين باره فرمودند:« شرافت شما در همسطح بودن با ملت ـ ساده زيستي و تماس و انس مستمر با مردم است و تجلي عملي اين خصوصيات در رفتار رئيس جمهور و هيأت دولت باعث جلب اعتماد بيشتر مردم و ريشه كن شدن بلاي اسراف و اشرافي گري مي شود.» (۲/۶/۸۷)
معظم له در همان سخنراني فوق (فروردين ۸۶)دليل حمايت خاص خويش را از دولت نهم اينگونه بيان ميكنند.« جهتگيريهاي ديني و اين ارزشگيري انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد. سختكوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهتگيري عدالت ورزي مردمي؛ اينها خيلي قيمت دارد و من قدر اين كارها را ميدانم. من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت ميكنم.»(فروردين ۸۶)
محورهاي فوق طي بيانات مختلف رهبر معظم انقلاب درباره دولت نهم مطرح شده كه گوياي رمز حمايت خاص معظمله از اين دولت است. علاوه براين رهبر معظم انقلاب به مناسبتهاي مختلف نقاط قوت دولت نهم را برشمردهاند كه محورهاي آن به صورت خلاصه در ذيل ارائه ميشود:
4-2- نقاط قوت دولت نهم
همانگونه كه گذشت رهبر معظم انقلاب بيانات، رهنمودها و توصيههاي زيادي را خطاب به دولتمردان كنوني داشتهاند. ايشان طي سخنرانيهاي مختلفي به ذكر ويژگيهاي مثبتي از دولت نهم ميپردازند كه وجه عملي به خود گرفته و به عنوان شاخصهي واقعي دولت قابل ذكر است. اين موارد عبارتند از:
4-2-1- رهبر معظم انقلاب بعد از گذشت يك سال از دوران خدمت دولت نهم در ديدار با اعضاي هيأت دولت(۶/۶/۸۵) به ذكر شاخصههاي اصولگرايي ميپردازند كه در ضمن آن برخي از اين شاخصهها را به عنوان شاخصهي تحقق يافته در عملكرد دولتمردان كابينه نهم ذكر ميكنند و ميتوان از آنها به عنوان نقاط مثبت دولت نهم ياد كرد:
الف- ساده زيستي و مردمگرايي؛
ب- اجتناب از اسراف و ريخت و پاش؛
پ- تلاش بيوقفه براي خدمت رساني؛
4-2-2- مقام معظم رهبري يك سال بعد در ديدار با اعضاي هيأت دولت(۴/۶/۸۶) نيز نوعي رفتارشناسي از دولت نهم ارائه ميدهند و موارد ذيل را به عنوان تلقي خود از رفتار دولت نهم طي دو سال اوليه آغاز كار دولت بيان ميكنند:
الف- «اولاً مسأله پايبندي به ارزشهاست كه خيلي شاخص مهمي است. دولت، هم در قول و شعار و هم در عمل، نشان ميدهد كه به اصول انقلاب و ارزشهاي انقلاب پايبند است.»
ب- « دوم همين پايبندي به عدالت است. ممكن است شماها نتوانسته باشيد - يا تا آخر هم نتوانيد- همهي آنچه را كه در مورد عدالت ميبايد انجام داد، انجام بدهيد؛ لكن نفس رويكرد شما به عدالت، چيز بسيار باارزشي است و هرمقداري كه ميتوانيد بايستي حركت كنيد.»
پ- «پايبندي به خدمت هم يكي از شاخصههاي اين دولت است كه قابل ارجگذاري و ذكر است.»
ت- «پركاري اين دولت هم انصافاً چيز برجستهاي است؛ حتي بعضيهايي كه مخالف هم هستند، اين را نميتوانند انكار كنند.»
ث- « خصوصيت ديگر، شجاعت اين دولت وقاطعيت اوست.» رهبر معظم انقلاب در ادامه اين مطلب سهميهبندي بنزين را نشانهي شجاعت دولت ميدانند.
ج- روحيه تحولگرايي و نوآوري ديگر ويژگي مورد اشاره رهبرمعظم انقلاب است.
چ- « يك خصوصيت ديگر اين است كه اين دولت در برابر زيادهخواهيهاي استكبار، دچار انفعال نشد. اين ايستادگي در مقابل زيادهخواهي استكبار و احساس عزتي كه در اين ميدان ميشود، به نظر من يكي از خصوصيات اين دولت است.»
ح- « رساندن خدمت به افراد محروم جامعه و عدالت اين مسئلهي سفرهاي استاني خيلي مهم است.»
خ- رهبر معظم انقلاب در بيانات ديگر تصميم قاطع دولت نهم بر خدمت خستگيناپذير به مردم، به ميدان آوردن همه توان خود و پررنگ كردن هدفهاي بلند انقلاب را از شاخصههاي قابل مشاهده دولت احمدينژاد ذكر ميكنند.(۵/۱/۸۵)
د- يكي ديگر از شاخصههاي دولت احمدينژاد اميد دادن به مردم است كه رهبر معظم انقلاب بيان ميكنند.(۴/۶/۸۶)
ذ- مقام معظم رهبري در ديدار اخير با اعضاي هيأت دولت بار ديگر بر خصوصيات ممتاز دولت نهم تأكيد كردند. ايشان در اين ديدار(۲/۶/۸۷) مسائلي همچون كار و تلاش و جديت در خدمترساني، انطباق شعارها و گفتمان دولت با شعارها و گفتمان امام(ره) و انقلاب اسلامي، عدالت خواهي، اعاده عزت ملي و استقلال حقيقي و مردمي بودن را از ويژگيهاي مثبت دولت نهم دانستند.
4-3- وظايف و بايستههاي دولت نهم
روشن است كه حمايت خاص مقام معظم رهبري از دولت احمدينژاد به دنبال خود تكاليف و وظايف مهمي را برعهده احمدينژاد و كابينهي وي ميگذارد. از همين رو رهبر معظم انقلاب هم در بيانات مختلفي اين وظايف و بايستهها را گوشزد نمودهاند. به طور كلي ميتوان مهمترين انتظارات معظمله از دولت نهم را به صورت ذيل ارائه نمود.
4-3-1- استمداد دائمي از خدا: كمك خواستن از خداوند، انس با او و با قرآن، اميد به خدا و توكل نمودن بر او از جمله توصيههاي دائمي مقام معظم رهبري به دولتمردان نهم است كه در قالب بايستههاي اين دولت مطرح ميشود. دليل اين امر هم اينكه از نظر معظمله اولاً غفلت از خداوند سبب ميشود تا خدمتهاي دولت با هوي و هوس آميخته شود(۶/۶/۸۵) و ثانياً خستگي روحي حاصل شود. و اين خستگي روحي انسان را از رسيدن به اهداف باز ميدارد. بنابر اين براي رفع اين خستگي بايد از خداوند كمك خواست(۱۷/۷/۸۴) ثالثاً اين تاكيد بر خدامحوري از آن جهت است كه دولت اصولگراي نهم گرفتار دامهايي كه برخي از دولتمردان قبلي شده بودند نشود چرا كه اصولگرايي آميخته با ارزشهاي اسلامي است و لذا بايد خدامحوري ركن اوليه آن باشد.
4-3-2- پرهيز از غرور وخودشيفتگي: زمانيكه يك دولت، عزم، تحرك و شوق زيادي جهت خدمترساني بهمردم داشته باشد ممكن است تمامي خدمات صورت گرفته را در نتيجه عملكردخود بداند؛ بنابر اين مقام معظم رهبري يكي از وظايف دولت را پرهيز از غرور خود شيفتگي ميدانند. ايشاندر سخنراني(۴/۶/۸۶) خطاب به هيأت دولت ميفرماييد: «هركاري كه شما كرديد به توفيق الهي بود، با قوتي بود كه خدا به شما داده بود. با شوقي بود كه خدا در دلتان گذاشته بود، با فرصتي بود كه خدا براي خدمتگزاري به شما داده بود. بنابراين در چالهي غرور نيفتيد كه بيرون آمدن از اين چاله خيلي دشوار است» همين توصيه مؤكد را كه در شكل يك وظيفه براي دولت نهم مطرح است در بيانات (۱۷/۷/۱۳۸۴) و (۶/۶/۸۵) به شكل بارزي مطرح شده است.
4-3-3- همراهسازي عدالت با معنويت و عقلانيت: رويكرد دولت نهم به گسترش عدالت سبب برانگيخته شدن حمايت خاص مقام معظم رهبري از اين دولت شده است؛ لكن معظمله در مورد چگونگي برقراري عدالت تكاليف مهمي را به دولتيان ميفرمايند: «اگر بخواهيم عدالت به معناي حقيقي خودش در جامعه تحقق پيدا كند، با دو مفهوم ديگر بشدت در هم تنيده است؛ يكي مفهوم عقلانيت است؛ ديگر معنويت. اگر عدالت از عقلانيت و معنويت جدا شد، ديگر عدالتي كه شما دنبالش هستيد نخواهد بود؛ اصلا عدالت نخواهد بود.»(۸/۶/۸۴) رهبر معظم انقلاب در ادامه ميفرماييد: «عقلانيت به خاطر اين است كه اگر عقل و خرد در تشخيص مصاديق عدالت به كار گرفته نشود، انسان به گمراهي و اشتباه دچار ميشود. خيال ميكند چيزهايي عدالت است، در حالي كه نيست» همچنين از نظر ايشان «عدالتي كه همراه با معنويت و توجه به آفاق معنوي عالم وجود و كائنات نباشد به ريا كاري و دروغ و انحراف و ظاهر سازي و تصنع تبديل خواهد شد.» (۸/۶/۸۴) رهبر معظم انقلاب در سخنان اخير خود با هيأت دولت نيز معنويت و عقلانيت را لازمه برقراري عدالت ميدانند.(۲/۶/۸۷)
4-4-4- همراه سازي پيشرفت و عدالت: ديگر وظيفه دولت در برقراري عدالت نظر به پيشرفت و توسعه است به اين معنا كه در برنامههاي توسعه بايد عدالت را در نظر گرفته و همسان با يكديگر آنها را برقرار سازد. مقام معظم رهبري اولين بار اين موضوع را در ديدار با نمايندگان مجلس هشتم مطرح فرموده و تصريح نمودند: «عنصرپيشرفت بايد نگاه ما را بهاستعدادهاي بيشمار پراكنده در ميانملت، معطوف سازد و ظرفيتهاي توليد و خلاقيت و درخشش توانائيهاي گوناگون در همهي زمينهها را در نگاه ما برجسته كند و عنصر عدالت بايد نابرخورداران از فرصتها و توانائيهايكشور را، از اين مواهبالهيو عمومي برخوردار سازد.»(۷و۲۱/۳/۸۷) معظمله بار ديگر در ديدار اخير خود با اعضاي هيأت دولت نيز بر لزوم اين مساله تاكيد نمودند: «اگر بخواهيم ايران عزيز ما الگوي ديگران شود بايدپيشرفت و عدالت را بموازات هم مورد توجه كامل قرار دهيم» (۲/۶/۱۳۸۷)
4-4-5- استفاده از كارشناسان و نخبگان: ديگر وظيفه دولت از ديدگاه رهبري تعاملمثبتوسازنده باكارشناسانونخبگان است.دولتبايد درتمامي تصميمگيريهاي خود ديدگاه كارشناسان را لحاظ نمايد چراكه مشورت بدون در نظرگرفتن ديدگاه آنان معناي سازنده و مثبت نخواهد داشت. رهبر معظم انقلاب خطاب به رئيس جمهور ميفرمايند: «نكتهي بعدي تعامل با نخبگان همفكر و با اخلاص است. بايد با اينها تعامل داشتهباشيد.ما الان در طول اين سالهاي متمادي، بالاخره افراد زيادي داشتــهايم كه در اين چرخهي مديريتيكشــور ورزخوردهاند اين ورزخوردن نيروها و ورزيده شدن آنها خيلي چيز با ارزشي است. اين ظرفيتي است و از اين ظرفيت مديريتي حتما استفاده كنيد. اينها به تدريج جمع شدهاند و نبايد آسان از دست داد.» (۶/۶/۸۵) رهبر معظم انقلاب همچنين در مورد لزوم كارشناسي بودن طرحها ميفرمايند:«كاركارشناسي را حقيقتاً جدي بگيريد بهخصوص در كارهاي مبنايي و بنياني، مثل مسالهي برنامهريزي و بودجهنويسي، يا مسألهي شوراها و امثال اينها. اگر كاركارشناسيعميق،دقيق، همه جانبهي متبحرانهاي انجام گرفت، اينكار ماندگار خواهد شد؛ والاّ اگر چنانچه گوشهي كارشناسياش سائيده بود، زحمات شما بههـدر خواهـد رفت.» (۴/۶/۸۶) معظمله در سخنــان اخـير خود هم ميفرمايند: «بايد از ديدگاههاي اصلاحي نخبگان و ظرفيت همه نيروها استفاده كرد.« (۲/۶/۸۷)
4-4-6- نظارت بر عملكرد زيرمجموعه و ارزيابي افراد: مقام معظم رهبري در بيانات خود خطاب به هيات دولت(۶/۶/۸۵) مساله نظارت بر عملكرد زير مجموعه را جزء شاخصههاي اصولگرايي ميداننـدكه دولت نهم بايد مد نظر داشتـه باشد. ايشــان در (۱۷/۷/۱۳۸۴) نيز با تاكيــد بيشتــر ميفرماينــد: «الان هم به آقاي دكتر احمدينژاد و به شماها ميگويم؛ دائم مأموران و منتخبان خودتان را زير نظر داشتهباشيد؛ دائم نگاهكنيد و از اينها غافلنشويد.»ايشان بايادآوري نامه امامعلي(ع) به مالك اشتر معتقدند كه اگر ثابت شود و گزارشهاي متواتر و مسلمي برسد كه فردي خيانت كرده بايد مجازات شود.(۱۷/۷/۸۴). در كنار اين مساله رهبر معظم انقلاب دولت را مكلف ميدانند كه از افراد شايسته و توانمند تجليل به عمل آورد و شايسته سالاري را مد نظر قرار دهد: « همين شايسته سالاري به معناي واقعي كلمه بايد مورد توجه باشد» معظمله با يادآوري فراز ديگري از نامه امام علي(ع) به مالك اشتر در معناي سخن امام علي(ع) ميفرمايند: «نه از روي دوستي و رفاقت كسي را انتخـاب كن، كه ملاكها را در او رعايت نكني، نه از روي استبـداد و خودكامگي؛ انسان بگويد ميخواهم اين فرد باشد؛ بدون اين كه ملاك و معياري را رعايت كند يا با اهل فكر و نظر مشورت كند.»(۱۷/۷/۸۴)
4-4-7- مقابله با فساد: در اين موضوع هم رهبر معظم انقلاب تاكيدات فراواني دارند به گونهاي كه معظمله خود ميفرمايند: «مبارزه با فساد، يكي ديگر از وظايف بسيار مهم است. من درباره مبارزهي با فساد اين قدر در صحبتهاي عمومي و خصـوصي حرف زدهام كه فكـرميكنـم تكراري است.»(۸/۶/۸۴) ايشـان در بيـان شاخصههاي اصولگرايي كه دولت بايد آنها را مورد توجه قرار دهد، فساد ستيزي و سلامتاعتقادي و اخلاقي مسئولانكشور بخصوص مسئولان عاليرتبه در سطوح دولت و معاونين را مورد تاكيد قرار ميدهند.(۶/۶/۸۵)
4-4-8- اعتزار به اسلام:رهبر معظم انقلاب در توضيح اين مسأله ميفرمايند: اعتزار به اسلام يعني اينكه دولت بايد با شجاعت و صراحت مواضع اسلام را بيان كند و در مجامع بينالمللي باكي از اين مساله نداشته باشد. (۶/۶/۸۵)
4-4-9- تامين عزت ملي: اين مقوله هم يكي ديگر از وظايف اساسي هر دولتي و از جمله دولت نهم است. رهبر معظم انقلاب در اين باره ميفرمايند: «يك ملت اگر احساس عزت كرد پيشرفت خواهد كرد و خواهد باليد؛ اما اگر توسري خورد، استعدادها در او خفه خواهد شد. آنچه مايهي عزت يك ملت است. مثل تراث عظيم فكري و فرهنگي وعلمي در مقابل چشم آنها قرار ميگيرد.»(۸/۶/۸۴) البته از ديدگاه رهبر معظم انقلاب دولت نهم در اين زمينه تلاش تحسين برانگيزي داشته است و بهنوعي به اعاده عزت ملي و استقلال حقيقي كشور پرداخته است(۲/۶/۸۷).
4-4-10- مشخصنمودن اولويتهاي كاري: مقاممعظمرهبري همواره در بيانات خود خطاب به هيـأت دولت مساله كمبـود وقت و گذشت سـريع زمان را متـذكر شدهاند و از اينرو بر اولويت بندي كارها تاكيـد زيادي دارند: «اولويتهاي كاري را مشخص كنيـد؛ معنـايش اين نيست كه بهكارهاي غير اولي نپردازيـد؛ نه، چند نقطهي برجسته را كه ميتواند در بخشهاي ديگر اثر بگذارد و حالت سرفصل و چهار راه به خود ميگيرد، اينها را مشخص كنيد چه در زمينههاي اقتصادي، چه در زمينههاي فرهنگي و چه در بقيهي زمينههايي كه موجود است - و به طور مداوم روي آنها تكيه كنيـد؛ اگر امـر دائر شـد بين آنها و غير آنها، آنها را مقـدم بداريد.» (۶/۶/۸۵)
4-4-11- سرعت همراه با دقت: پرهيز از شتابزدگي و پرهيز از افراط و تفريط دو مقوله اساسي ديگر است كه دولت نهم بايد مورد توجه قرار دهد. همانگونه كه رهبر معظم انقلاب ميفرمايند: سرعت بدون دقت مساوي است با شتابزدگي و اين شتابزدگي خود سبب عقب افتادن كارها ميشود.(۶/۶/۸۵) اين توصيه آمرانه را رهبري در مراسم تنفيد حكم رياست جمهوري احمدينژاد (۱۲/۵/۸۴) هم مورد تاكيد قرار دادند و فرمودند: «آرمانها باجديت تعقيب شود، اما هيچگونه شتابزدگي بهوجود نيايد» همچنين معظمله در ديدار با هيات دولت (۱۷/۷/۸۴) با بيان فرازي از نامه امام علي(ع) به مالك اشتر بر پرهيز دولت از افراط و تفريط تاكيد دارند.
4-4-12- اهتمام به علم و پيشرفت علمي: از ديدگاه مقاممعظم رهبري علم سبب بوجود آمدن قدرت و اقتدار ملي ميشود. از نظر ايشان «عقب ماندگي علمي، حتما عقبماندگي سياسي،اقتصادي و فرهنگي را بهدنبال خود دارد.»(۴/۶/۸۶) بنابراين معظمله در توصيههاي مؤكدي يكي از وظايف اساسي دولت نهم را جدي گرفتن نهضت علمي ميدانند. از نظر ايشان اهتمام به علم و پيشرفت علمي يكي ديگر از شاخصههاي مهم اصولگرايي است و دولت نهم به عنوان يك دولت اصولگرا بايد از طريق آن به كسب آرمانها بپردازد.(۶/۶/۸۵)
4-4-13- اطلاع رساني هنرمندانه: رهبر معظم انقلاب آگاهي دادن به مردم در مورد ميزان عملكرد دولت و تفهيم اقدامات دولت به آنان جهت اميدوار ساختن، جلب حمايت و روشنگري در مقابل انتقادات را به عنوان يك وظيفه مهم مكرراً به اعضاي هيأت دولت فرمودهاند. ايشان حتي در مورد نحوه صحيح اطلاع رساني ميفرمايند: «البته كار اطلاع رساني، كار ظريفي است؛ اين طور نيست كه يك نفر مقابل دوربين بنشيند و خطاب به مردم بگويد كه ما اين كار را كرديم، آن كار را كرديم؛ مردم هم وقتي شنيدند، كاملاً قبول كنند. اطلاعرساني يككار هنرمندانه است.خوراك و مايهي اصلياش را به رسانهيملي بدهيد. رسانهملي هم كاركند؛ بهطور هنرمندانه اطلاعرساني كنيد تا مردم تاعمق جانشان قبول كنند.»(۴/۶/۸۶) معظمله در ديدار اخير خود با اعضاي هيات دولت بار ديگر بر مساله اطلاع رساني هنرمندانه تاكيد نمودند(۲/۶/۸۷)
4-4-14- خدمت رساني محسوس: منظور رهبر معظم انقلاب از اين مساله يعني اين كه خدمات دولت بايد تأثير و نمود واقعي در زندگي مردم داشته باشد. «واقعاً گاهي اوقات دولتها سرمايه گذاريهايي كردند كه خيلي هم كلان نبوده؛ اما اثرش را مردم در مقابل چشمشان ديدند. گاهي هم چند برابر آن سرمايهگذاري ميكنيم يا از صندوق ذخيرهي ارز فلان مبلغ برداشت شد؛ اما هيچ اثري در زندگي مردم مشاهده نميشود. سعي كنيد خدمت رساني شما مابازا داشته باشد.» (۸/۶/۸۴)
4-4-15-پاسخگويي و مسئوليتپذيـري: اين موضـوع را مقـام معظم رهبـري از شاخصههاي اصولگرايي ميدانند كه دولتنهم بايد مورد توجه قراردهد.(۶/۶/۸۵) در جايي ديگر معظمله خطاب به دولتيان ميفرمايند: « نظام پاسخگويي را براي خودتان متحّتم بدانيد. واقعا وزير در حوزهي كار خودش، مديران وزارتي در حوزه كار خودشان، معاونان هر كدام در حوزهي كار خودشان پاسخگو باشند. يعني هم در برابر خطايي كه انجام ميگيرد، هم در برابر كار لازمي كه بايد انجام ميگرفته و انجام نميگيرد.»(۸/۶/۸۴)
4-4-16- كار جمعي و متوازن: انتظار رهبرمعظمانقلاب در اينزمينه اينكه تمامي بخش هاي دولت در جهت تكميل يكديگر حركت نموده و با هم هماهنگ باشند. مثلاً اگر وزارتخارجه با يككشور روابط مطلوبي ندارد نبايد بخش هاي اقتصادي قرار دادهاي كلان با كشور مذكور منعقد كنند.(۸/۶/۸۴)
4-4-17- محق دانستن مردم: در اين باره مقام معظم رهبري با استفاده از نامه امام علي(ع) به مالك اشتر معتقدند كه نگاه عمومي دولت بايد اين باشد كه هميشه در قضاوتهاي خود مردم را حاكم، طلبكار و محق بداند و خود را بدهكار. از نظر معظمله نه تنها رئيس دولت بايد خود را در برابر مردم پاسخگو بداند؛ بلكه اگر در بين مردم قشرخاصي را مورد حمايت قرار ميدهد،آنها را هم در قبالمردم پاسخگو دانسته و مردم را نسبت به آنها طلبكار.(۱۲/۵/۸۴)
4-4-18- توجه به عامهمردم و عدم حمايت از گروهي خاص: در اين زمينه نيز رهبر معظم انقلاب با توجه به نامه اميرالمومنين(ع) به مالك اشتر معتقدند كه نگاه دولت بايد به توده مردم و عامه مردم باشد. نه اينكه گروه خاصي را مورد توجه قرار دهد؛ چرا كه از نظر معظمله گروههاي خاص هيچ كارهاند و در مواقع خطر هيچكاري از آنها برنميآيد. ايشان در ذيل فرازي از نامه امام علي(ع) ميفرمايند: «ملاك و مناط و معيار و ميزان كار، رضايت و عدم رضايت عامهي مردم است. چرا؟ چون اگر عامهي مردم نارضايي داشته باشند رضايت و خشنودي گروههاي خاص از تو بكلي پامال ميشود.»(۱۷/۷/۸۴) بر همين اساس رهبر معظم انقلاب ديدگاه افرادي كه دولت نهم را با عنوان پوپوليسم معرفي ميكنند به شدت زير سوال برده و ميفرمايند: «پايهي دين تودهي مردمند اين جلمه را اميرالمؤمنين دارد ميگويد. اين اگر پوپوليسم هم هست، پوپوليسم علوي است.»(۱۷/۷/۸۴)
4-4-19- استقبال از انتقاد هر چند غير خيرخواهانه: از ديگر وظايف دولت از نظر رهبر معظم انقلاب توجه به انتقادات، عصبانينشدن و پذيرش آنهاست. معظمله دارا بودن سعه صدر در مقابل مخالفين و تحمل نمودن آنها را جزء شاخصههاي اصولگرايي ميدانندكه دولت نهم بايد مد نظر داشته باشد.(۶/۶/۸۵) ايشان در جايي ديگر خطاب به اعضاي هيأت دولت مي فرمايند: «از انتقاد هم اصلاً عصباني نشويد. بعضي از انتقادكنهاي از دولت، هدفشان اين است كه شما را عصباني كنند. بعد هم شما از انتقاد - ولو غيرخيرخواهانه باشد- استقبال كنيد؛ چون گاهي در انتقادهاي خصمانه هم حقايقي وجود دارد كه انتقاد كننده از روي خيرخواهي نميگويد اما انتقادش واقعي است.»(۴/۶/۸۶) معظمله در ديدار اخير خود هم فرمودند كه دولت بايد انتقادات منصفانه و كارشناسانه را با گوش جان بشنود و با بررسي و توجه كافي و كامل، به اين انتقادهاي صحيح عمل كند.(۲/۶/۸۷)
4-4-20- رعايت قانون: قانونگرايي يكي از شاخصههاي اصولگرايي است كه رهبر معظم انقلاب آن را در مورد دولت ضروري ميدانند. درباره لزوم رعايت قانون مقام معظم رهبري تذكرات جدي را به دولت نهم داشتهاند و در ديدار اخير خود با آنان نيز ميفرمايند: « وقتي قانوني با سازوكار قانون اساسي در مجلس و شوراي نگهبان تصويب شد، بايد تا مادامي كه تغيير نكرده حتما به آن عمل شود.» (۲/۶/۸۷)
4-4-21- حركت در جهت سند چشمانداز: يكي از تاكيدات راهبردي و مكرر رهبر معظم انقلاب خطاب به اعضاي دولت نهم تنظيم برنامههاي خود بر اساس سند چشمانداز ۲۰ ساله است. چرا كه سند مذكور حاصل كارشناسيها و مطالعات عميقي است كه حتما بايد مورد توجه قرار گيرد. معظمله در ديدار با هيأت دولت ميفرمايند:«نكتهي بعدي توجه دائم بهسند چشمانداز است. اين سند چشمانداز، مسئلهي مهمي است نبايد هم تصور شودكه اين سند يا سياستهاي كلي را كساني نشستهاند و دارند تنظيم ميكنند؛ نه. درست است كه اينها يك فرايندي دارد و از يك جاهايي شروع ميشود؛ ليكن آن كسي كه در اين زمينه كار و فكر ميكند و تصميم مي گيرد، خود رهبري است؛ اين سياستها، سياستهاي رهبري است. اينها بايد در برنامهها رعايت شود و نبايد تخلف شود.»(۶/۶/۸۵) بر اساس اهميت سند چشمانداز رهبر معظم انقلاب در اغلب ديدارهاي خود با هيات دولت تنظيم جهتگيري برنامههاي دولت در راستاي سند چشمانداز را گوشزد نمودهاند. ايشان در ديدار(۴/۶/۸۶) از اينكه در گزارش رئيس جمهور مقدار كمي به سند چشمانداز پرداخته شده انتقاد ميكنند و تذكر ميدهند كه بايد در همه برنامهريزيها و اجراي برنامهها سند چشمانداز مورد ملاحظه قرار گيرد. اين در حالي است كه معظمله در ديدار(۹/۷/۸۵) نيز تاكيد نموده بودند كه برنامههاي دولت بايد در راستاي سند چشمانداز ۲۰ ساله باشد.
همچنين مقام معظم رهبري در ديدار اخير خود با هيأتدولت سند چشمانداز را «نقشه راه حقيقي پيشرفت» كشور دانستند و نظارت بر برنامهها و جهتگيريهاي سازمانها و دستگاهها را براي تشخيص انطباق آنها با سند چشمانداز و رصد ميزان تحقق اهداف اين سند، كاملا ضروري دانستند.(۲/۶/۸۷)
4-4-22- توجه به سياستهاي كلي اصل۴۴ : از زماني كه رهبر معظم انقلاب سياستهاي كلي اصل ۴۴ را به دولتمردان نهم اعلام نمودهاند تاكيدات فراواني بر لزوم توجه به اين سياستها و اجراي صحيح آنها داشتهاند. بر اساس ديدگاه مقام معظم رهبري، دولت موظف است سياستهاي اصل ۴۴ را بر اساس شكوفايي اقتصادي همراه با عدالت به پيش ببرد. يعني همان سخن مقام معظم رهبري در مورد لزوم همراه سازي پيشرفت وعدالت. هدف معظمله اين است كه نيروهاي مردمي در اقتصادكشور دخيل شوند كه هم مساله سرمايهگذاري بخش خصوصي صورت گيرد و هم برقراري عدالت و يكسان سازي فرصتها و امكانات براي عامه مردم. بنابراين آنچه دولت نهم بايد مورد توجه قرار دهد اين مساله است. مقام معظم رهبري در ديدار اخير خود نيز اجراي صحيح و كامل سياستهاي اصل ۴۴ را زمينهساز تحولي همه جانبه برشمردند و پيگيري جدي اين سياستها را خواستار شدند.(۲۶/۸۷)
4-4-23- حل معضل گراني: از ديگر تاكيدات راهبردي رهبر معظم انقلاب به دولتنهم، حل معضل گراني و جلوگيري از تورم است. معظمله در ديدار(۴/۶/۸۶) ضمن اعلام اينكه مسالهي گرانيها بايد به صورت ريشهاي حل شود معتقدند: «منتها كارهاي ضربتي هم بايد انجام داد. بالاخره نميتوان نشست تا اين كارهاي بنياني، يك روزي به نتيجه برسد؛ نه. واقعا يك فكري بكنيد؛ كاري بكنيد.» ايشان در همين ديدار نسبت به گفتن برخي از حرفهاي نسنجيده كه سبب تورم ميشود به صورت جدي اخطار ميدهند كه بايد از اين حرف ها جلوگيري نمود. در ديدار (۹/۷/۸۵) نيز رهبر معظم انقلاب از گرانيهاي لجام گسيخته انتقاد نمودند و تلاش دولت را جهت حل اين مساله خواستار شدند.
4-4-24- رفعمظلوميت از فرهنگ: انتظار مقاممعظمرهبري از دولت اصولگراي نهم در باب توجه به فرهنگ بسيار جدي است. ايشان در ديدار با اعضاي هيأت دولت در (۴/۶/۸۶) فرمودند: «واقعاً مسألهي فرهنگ را دست كم نگيريد. خيلي از مشكلات جامعهي ما با فرهنگ سازي حل ميشود.» ايشان در همين ديدار به مساله فرهنگعمومي اشاره نموده و ميفرمايند:«از جمله كارهاييكه مسئوولين فرهنگي دولت خيلي بايد به آن بپردازند و واقعاً يك دقيقه را در آن فروگذار نكنند، اين است كه به فرهنگ عمومي جامعه وابزارها و وسائل فرهنگي، جهت ارزش بدهند. چون تلاش زيادي شده تا جريانهاي فرهنگي و عاملهاي فرهنگي- هنر و ادبيات و شعر و سينما و بقيه- در جهت غيرارزشي حركت كنند و راه بيفتند.» رهبر معظم انقلاب طي بيانات ديگري هم بر مساله رفع مظلوميت از فرهنگ، مهندسي فرهنگي و سنجيدن تمامي طرحها، برنامهها، قوانين و… بر مبناي فرهنگ اسلامي تاكيد نمودهاند.